پرونده‌ای درباره‌ی پیتر دویگ

31

پنجره‌ی همسایه: پیتر دویگ (۱۹۵۹)

ابتدا ،با طرح سردستی و بسیار مختصر یک چشم انداز می‌کوشم چند پرسش را فقط پیش بکشم، که پاسخ آنها را خواننده اگر مایل باشد، در پایان نوشتار، خود جمع‌بندی نماید.

پرداختن به دویگ از نظر من مستلزم اندکی ظرافت است. جدا از این واقعیت که وی هنرمندی است با تعلقات جغرافیایی (وشاید به تناسب آن، فرهنگی)ِ گوناگون، حوزه هنری‌ای که او در آن به عنوان یک "نقاش" پا به عرصه می‌گذارد ، دنیای هنر دهه نود انگلستان و به واقع لندن است با مختصات بسیار پیچیده‌اش:

از یک سو هنرمندان جا افتاده نسل پیشین (بیکن، هاکنی، هوارد هاجکین) وجایگاه خاصشان در این حوزه مطرح است، و از سوی دیگر شبکه شگفت‌انگیز حامیان و خریداران(شاخصِِِ آنها: ساچی) و وابستگی‌های سیاسی آنها ( کمپین‌های ساچی در حمایت از محافظه‌کاران)، نهادهای آموزشی (مدرسه سینت مارتیینز، اسلید، گلداسمیتس) گالری‌ها و موزه‌ها (وایت کیوب ،تیت و...)،انتشارات (شاخص آنها: فایدن10)، مطبوعات و رسانه‌های دیگر، که همگی همپوشانی چشمگیری دارند.

این دهه، زمان ظهور پدیده "سنسیشن شو"(1997 با حمایت مالی ساچی) است که هنر انگلستان را بعد از چند دهه با لفظ "ترکاندن" زبانزد محفل منتقدان هنری داخل و خارج انگلستان می‌کند! این داستان راهمه می‌دانیم که به هنگام برگزاری "تور نیویورک" آن، شهردار وقت این شهر به دلیل توهین به مقدسات این نمایشگاه جنجالی را تهدید به تحریم مالی می‌کند؛ که این باز هم نمایشگاه را معروف‌تر کرد!

همچنین هنرمندی مانند "دمین هرست" درهمین زمان است که با کار جنجالی کوسه شناور درمِتانولش شهرتی افسانه‌ای کسب می‌کند! وباز همین جاست که مقوله پرسرو صدای "هنرمندان جوان انگلیسی"(همه به تقریب هم نسل ِ دویگ) بر سر زبان‌ها می‌افتد. به اختصار و با نقل قول از تام لاب باک نویسنده ایندیپندنت، این دهه زمانی است که در لندن " اسباب بازی‌های گستاخ، زیرکانه و خوش لعاب: تختخواب وکوسه و چادر، کله خونی ِ فریزشده، مدل‌های کالبدشناختی غول‌آسا و... زمام امور را در دست دارند..."

پیتر دویگ کجای این قیل وقال ایستاده است ؟ ...