مدخل حرفه عکاس/ ماینور وایت / Minor White/عکاسها/عکاسی/عکاس/رابرت ادمز/انسل ادمز/

>> شماره 4

پنجره‌ی همسایه: ماینور وایت

او، زاده‌ی دلباختۀ روح جهان بود

ماینور وایت (Minor White) یکی از سخت‌ترین عکاسها برای تحلیل است. چرا که پیچیدگی‌های ذهنی او (که دائم از طریق نوشته‌هایش نمود می‌یافت.) حالا می‌دانست در عکسهایش رد پایی شود. این باور "هرگونه تحلیلی را اشتباه و دور از ذهن خودِ عکاس می‌پندارد"

وایت به تنهایی و صرفاً با عکسهایش معنا نمی‌دهد. او مجموعه‌ای است مرکب از: معلمی، مجله‌داری، موزه گردانی، عکاسی، شعر، ذن، هیپنوتیزم، گشتالت، گورجیف، کاستاندا، رقص، طبیعت، رژیم غدایی، عادات غریب جنسی، طالع‌بینی، نجوم، پی چینگ و...

که ماینور وایت در این فضای جادویی خود، آفریده، هر امر معمول و یا غیر متعارفی را تحت مراسمی خاص به سرحد توهم و تخیل می‌کشاند. ادا و احترام به این آداب نیز پیش‌شرط ورود تماشاگر به حوزۀ موهوم تصاویرش است.

آنچه در این جستار می‌خوانیم:

در این جستار با مقالات «سکوت دیدن» به قلم ماینور وایت، «در جستجوی نگاه نو» به قلم جاناتان گرین، «عکس‌های یافته‌شده؛ تولد یک عکس»، «آشتی با جغرافیا: ماینور وایت» و «ماینور وایت»، کوشیده‌ایم در حد امکان به تحلیل پیچیدگی‌های یکی از سخت‌ترین عکاس‌ها بپردازیم.

در متن نخست ماینور وایت از تجربیات خود در باب سکوت دیدن می‌گوید. در بخش‌هایی از متن می‌خوانیم:

«سکوت دیدنی که در این صفحات صورت‌بندی شده، مبنایی اندیشمندانه – تجربی دارد. حال اگر عکاسی ساکن، سکوت دیدن را نمایان کند، بنابراین به کمک جناسی که در ذهن داریم این سکوت می‌تواند در سینما، تلویزیون، عکاسی، فیلم یا هر فرم هنری دیگری که به کمک نور تصاویر را بوجود می‌آورد، به کار آید. می‌توان سکوت دیدن را به کلیت عکاسی هم ربط داد. یعنی عکاسانش، کار دوربینش، مخاطبانش و منتقدانش.» ...

در متنی دیگر به قلم جاناتان گرین با بیان تشابهات فکری سه عکاس معاصر: آرون سیسکیند، هری کالاهان و ماینور وایت، به تشریح نگاه این سه هنرمند می‌پردازد. در بخش‌هایی از آن می‌خوانیم:

«... آثار جدید آرون سیسکیند، علاوه بر خوانایی، قابلیت دسترسی یا کارکد اجتماعی، بیشتر بر نشانه، ابهام، تجربۀ شخصی، انتزاع و هنر تأکید می‌ورزد. تصاویر او [در زمان خودش] منظری متضاد و غیر قابل فهم برای فرهنگ رایج محسوب می‌شد. در حالی که این عملکرد بتدریج می‌آمد تا یکی از جریانهای اصلی «بیان عکاسانۀ» معاصر را شکل دهد. بیانیۀ آرون سیسکیند تقریباً با تمامی موضوعات و مفاهیم نزدیک به آثار او و آثار دو عکاس بزرگ دیگر – هری کالاهان و ماینور وایت – در ارتباط بود. عکاسانی که به شکلی آگاهانه، محدودۀ زیبایی‌شناسی مستندنگاری را گسسته بودند. ...»

در «آشتی با جغرافیا» رابرت ادمز از ویژگی مستندگونه در آثار وایت می‌گوید. به باور وی زمانی افراد برای دیدن یک عکس ترغیب می‌شوند که آن عکس همسو با تجربه‌ی زیسته‌شان باشد:

«هیچ کس نمی‌تواند کسی را به دوست داشتن یک عکس ترغیب کند. چنین چیزی به ناگهان در یک روز صبح یا به تدریج در طی یک فصل، تنها هنگامی روی می‌دهد که تصویر یا یادآوری آن، با تجربه شخص هم‌سو شود. این چنین بود که سرانجام به جایی رسیدم که می‌بایست به بعضی از چشم‌اندازهای ماینور وایت، ارزش و اهمیت می‌بخشیدم. من در ساحل اورگون کنار دماغه‌ای تماشایی و اغلب پوشیده از مه زندگی کرده‌ام. در روزهای آفتابی می‌توانستم از نوک آن، سراسر زمینهای زیر کشت، صدها پا پائین‌تر از صخره و دست آخر تا بالای اقیانوس را ببینم. آنجا شبیه قسمتهایی از ساحل Bay Area بود. من می‌کوشیدم تا به دور از موزه‌ها و مجلات هنری دقیقاً بفهمم که ماینور وایت چقدر و چگونه به آنچه در کالیفرنیا می‌دید با تحسین و احترام نگریسته است. ...»

اندی گروندبرگ در متن «ماینور وایت» از گمنامی و به فراموشی سپرده شدن آثار یک هنرمند، که به زعم او رهبری منتقد و اخلاق‌گرا بود می‌گوید. در بخش‌هایی از ان می‌خوانیم:

«از اعتبار افتادن ماینور وایت تقریباً به همان سرعت به وقوع پیوست که برای ویلیام مورتنسن اتفاق افتاد. تصویرگر معاصری که در نبرد با انسل ادمز و ناب‌گرایان دیگر بر سر آیندۀ عکاسی هنری در دهۀ 1930، شکست خورد. با این تفاوت که زیبایی‌شناسی مورتنسن ابتدا مورد بحث و حمله قرار گرفت و در نهایت رد شد. ولی نظریۀ ماینور وایت به سادگی نادیده گرفته و کنار گذاشته شد. این مسئله‌ای است مهم و قابل بحث. زیرا ماینور وایت چیزی بیش از یک عکاس بود. او رهبری منتقد و اخلاق‌گرا بود. وی بر ارتباط بین عکاسی و قدرتمندترین نیروهای کیهانی تأکید داشت. امروز به ندرت نمونه‌ای از سبک خاص ماینور وایت در عکاسی سیاه و سفید انتزاعی به چشم می‌خورد. ...»

برای مطالعه‌ی دیگر مقالات این شماره از فصلنامه حرفه: هنرمند اینجا کلیک کنید.