پرونده‌ای درباره‌ی مارلن دوما

14

پنجره‌ی همسایه: مارلن دوما (1953)

مارلن دوما یک سوپراستار است و همه‌ی خصوصیات یک سوپراستارِ امروزی را دارد. زن است. موضوعات پرسروصدا می‌کشد. کارهایش با قیمت‌های آنچنانی به فروش می‌رسد. جایزه می‌گیرد و خلاصه باب روز است. انتخاب او این سؤال را پیش می‌کشد که «حرفه: هنرمند» که مدعی بود سراغ سوپراستارها نمی‌رود و با مُد قدم بر نمی‌دارد چرا او را برگزیده؟

طی دو قرن گذشته، نقاشی با دو چالش جدی روبرو شد. یکی اختراع دوربین عکاسی، دیگری ادعای هنرمندان که این رسانه بیشترین ظرفیت خود را بروز داده و نوآوری و ادامه‌ی مسیر در خارج شدن از سطح دوبعدی مقدور است. هردوچالش باعث ابداع زبانها و امکانات بیان بصری جدید و متنوعی شد. برای ما جالب بود که مارلن دوما از همه‌ی این دستاوردها، از اکسپرسیونیسم گرفته تا عکاسی و اینستالیشن و کانسپچوال آرت و ... چنین به جدیت بهره می‌گیرد و با این حال با ساده‌ترین و قدیمی‌ترین ابزار نقاشی (آب مرکب) چنین بدیع «نقاشی» می‌کند و به فرماسیونی بدیع و زیبایی‌شناسی خاص خود می‌رسد. چنین ساده و روان نقاشی می‌کشد و چنین حساس لایه‌های رقیق مرکب را بر سطح سفید می‌گذارد و چنین مسلط حالتی که در مدل دیده و جذب کرده در نوع نگاه خود هضم می‌کند. چنین نقادانه در رفتارها و کنش‌های آدمیان اطراف خود می‌نگرد و پرتوهایش اینگونه در لایه‌های زیرین ذهن ما نفوذ می‌کنند. انتشار بسیاری از نقاشی‌های او با هنجارهای اخلاقیِ جامعه‌ی ما همخوانی ندارد، لذا ناچار شدیم فقط پرتره‌های او را چاپ کنیم. اما جالب است دیدن احساس و درک و حالت و معنایی جدید در قدیمی‌ترین ژانر نقاشی، یعنی نقاشی از پرتره‌ی انسان. نقاشی هنوز ظرفیت‌های بسیاری دارد.