سندی اسکاگلند /Sandy Skoglund/ عکاسی/ عکاسی صحنه‌پردازی شده

>> شماره 8

پنجره‌ی همسایه: سندی اسکاگلند (Sandy Skoglund)

سندی اسکاگلند (Sandy Skoglund) نزدیک دو دهه جزء هنرمندان پیشتاز آمریکا بوده است. کار او پلی است میان مجسمه سازی اینستالیشن و عکاسی. گزینش او در اینجا متکی بر تمایزی است میان آفرینش و پرورش ایده و سبکسری و بازی و ابهانی بی‌خاصیت و بی‌خاستگاه. شاید هنگامی که به آثار و نظرات او و تفاسیر درباره او توجه کنیم. ابتر بودن آثار مشابه روشن‌تر و موجه‌تر نمود یابد.

برای مطالعه درباره سندی اسکاگلند (Sandy Skoglund) مقالات این جستار را مطالعه کنید:

مقاله‌ی اول:

سندی اسکاگلند به قلم هانس میشل کوتزل و ترجمه‌ی زانیار بلوری:

از دهه ۸۰، هنرمندان عکاس به طور فزاینده‌ای، سروع به طراحی تصاویر خود کردند. آن‌ها با پیروی آگاهانه از مسیری که به واسطه تبلیغ باب شده بود، از تخیل و هوش بهره گرفتند تا بر سخت‌گیری‌های مدرن کلاسیک چیره شوند. و به جای‌آنکه موضوعات را در واقعیت بیابند و عکسی صریح از آن بگیرند، دنیاهای تصویری جدیدی را ابداع کردند. آن‌ها اغلب به کمک ایده‌های درخشان و نامتعارف، تصاویر خود را دستکاری می‌کردند و در نتیجه به چالش‌های پست‌مدرن دامن می‌زدند.

کین خواهیِ ماهی قرمز: دشوار است تناقضی احساس نکنیم. در نامی که سندی اسکاگلند به اثری داده که در سال 1981 خلق کرده است. تابلوهای بعدی‌اش روباه ها یا سگ ها را نمایش می دهند. بیننده ممکن است با دیدن میکروب ها همه جا هستند (1984) احساس اشمئزاز کند. یا در مواجه با گربه های سبز درخشان در گربه های پرتوزا (1980) تا حد مرگ احساس نفرت کند. حتی سنجاب های بی قرار در گردآمدن در باغ (1991) به نظر می رسد به نوعی بسیار تهدید کننده تر از ماهی های قرمز بیش از اندازه بزرگی هستند که به طریقی گذارشان به اتاق خوابی معمولی افتاده است. در واقع به نظر می رسد دو قهرمان این صحنه – مادر و پسر (یا شاید خواهر و برادر) – حتی متوجه ورود ماهی نشده باشند.

مقاله‌ی دوم:

 پفک‌های پنیری  گفت‌وگوی رابرت روزنبلوم و سندی اسکاگلند