6

پنجره‌ی همسایه: ریچارد دیبن کرن Richard Diebenkorn

نقاش چه بسا بگوید که در فکر آن است که آیا کارش را "درست" انجام داده است یا نه. ولی اگر فقط درک کنیم که او از این کلمۀ کوچک و متواضعانۀ "درست" چه منظوری دارد آنگاه پی خواهیم برد که هنرمندان به راستی چه چیزی را دنبال می‌کنند.

به راستی چیزی به نام هنر مطلق وجود ندارد. فقط هنرمندان وجود دارند. مردان و زنانی که از نعمت این استعداد کمیاب برخوردارند که می‌توانند شکل‌ها و رنگ‌ها را به گونه‌ای آرایش دهند و تعادل بخشند که "درست" باشند – و باز هم نادرتر – کسانی که از آن استواری و کمال شخصیت بهره دارند که هرگز به راه‌حل‌های نیم‌بند رضایت نمی‌دهند و با طیب خاطر از هرگونه جلوه‌گری کمال و سده و کامیابی سطحی درمی‌گذرند.

التزام ریچارد دیبن کرن در جهت‌گیری‌های غیرمتداولش همواره "درست" نقاشی کردن بود. وفاداری دیبن کرن به جنبه‌هایی از سنت مدرنیسم اروپایی – به‌ویژه دستاوردهای سران، ماتیس و مندریان – و نیز انتخاب خط سیری معابر با جریان‌های پیشتاز، باعث شد که اغلب منتقدان آمریکایی او را نقاشی کالیفرنیایی و هنرمندی با بینش محدود معرفی کنند؛ اما با گذشت زمان، ارزش‌های خاص و متفاوت او مورد توجه قرار گرفت. با توجه به توانایی‌های دیبن کرن این امکان وجود داشت که او همانند برخی از هم‌نسلانش با یکی از حرکتهای پست مدرنیستی همگام شود. اما او آگاهانه در راه خویش باقی ماند و در آخرین صحنۀ نمایش مدرنیسم نقش اول را بازی کرد؛ و در لحظه‌ای که این سنت به پایان خود می‌رسید آن را در آغوش کشید.