پرونده‌ای درباره‌ی امیر نورانی و مانی غلامی شماره‌ی ۱۴ حرفه هنرمند

14

پنجره‌ی ما: امین نورانی، مانی غلامی

انتخاب نقاشی که آزمون‌های زندگی را پشت سر گذاشته، در طی سالها خود را تثبیت کرده و اکنون همه بر سر نقاش بودنش اتفاق نظر داریم، کار چندان سختی نیست. اما اگر بخواهی از میان انبوه نقاشان با استعداد نسلی جوانتر، یکی دونفر را برگزینی، می‌فهمی که چقدر کار مشکلی را انتخاب کرده‌ای. پرداختن به جوانترها به هر شکلی که می‌خواهد باشد چه با نقد، چه با جایزه دادن در بی‌بنالها و چه با معرفی در مطبوعات حرف و حدیث‌های بسیاری را به دنبال دارد و البته خطر جدی برای خود نقاش. شاید در سایه‌ی گذراندنِ دوران کنکاش و تجربه و یافتن تعمق لازم در کار هنری، و دیده نشدن و آرام با طمأنینه کار خود را پی گرفتن بی‌آنکه به شهرت و معروفیتی رسیدن، نعمتی است برای نقاش. اما ریسک کردیم و با مشورت‌ها و دودلی‌ها و اماها و اگرهای بسیار، دو نقاش را انتخاب کردیم که به زعم ما سالم کار می‌کنند و دچار ابتلائات زمانه نشده‌اند. مانند همه‌ی جوانها تجربه‌های مختلفی کرده‌اند و شیوه‌های متفاوتی را آزموده‌اند؛ اما باز به نظر ما سعی نموده‌اند تجربه‌ زیسته‌ی خود را مصور کنند. گاه موفق شده‌اند و گاه نه. قطعا از میان نسل ایشان هنرمندان بسیاری هستند که مستحق پرداختن و نقد هستند؛ اما خصوصیاتی در این دو نقاش یافتیم که ما را مجاب کرد: هر دو در کیفیت اجرایی کار خود وسواس و دقت‌نظر بسیار دارند و از شلختگی در اجرای اثر پرهیز می‌کنند. هردو بیش از آنکه در فکر ارائه و نمایش کار خود باشند درگیر خود نقاشی هستند. به نظر نمی‌آید که دغدغه اصلی¬شان به روز شدن و با مُد حرکت کردن باشد و هردو در کمال تواضع، وارد بحثی انتقادی شدند؛ و این نکته آخر، یعنی توان نقد شدن‌ ظرفیتی بود که ما در بسیاری از نقاشانِ نسل قبل ندیدیم.