پرونده‌ای در باره‌ی امید مشکسار در شماره‌ی ۶ نشریه‌ی حرفه هنرمند

6

پنجره‌ی ما: امید مشکسار

دریغا عشق که شد و باز نیامد

امید مشگسار نمونه‌ی هنرمندی است که آثار او (تجربه‌ی زیسته‌اش) سمت و سو دارد، او در پی آن است که با همه¬ی توان‌اش (بازندگی) رویارو شود، و در تمامی آنچه که آدمهای روزگارش سالها است با آن خو کرده‌اند و آن را به عنوان (روال طبیعی) پذیرفته‌اند، بازنگری کند. از اینرو نقاشیها و طراحیهای او همچون آینه‌هایی است که وجوه غیرطبیعی دنیای امروز را بازتاب می‌دهند. وجود جنگ، خشونت، فقر، تنهایی هراس‌آور انسان و از همه فراتر (هنر بی‌تفاوت) او را آزار می‌دهد و بخشی از این حساسیتها را مدیون تکوین خود آموخته و خودانگیخته‌ی هنرش و دوری او از محیطهای عادت زده و افکار مدگرای هنری است. او به لطف انزوای کارگاهش در شیراز توانسته تا نگاه بکر خود را به زندگی محفوظ بدارد. و این روندی است که پس از مهاجرتش به هلند نیز تداوم داشته. هنر او نگاهی است واقع‌گرا از حاشیه‌ی زمانه بر متن زندگی آدمهای امروز.