امید مشکسار/ هنرمند/ نقاش معاصر ایران/ نقاشی معاصر ایران

6

پنجره‌ی ما: امید مشکسار

دریغا عشق که شد و باز نیامد

امید مشکسار نمونه‌ی هنرمندی است که آثار او (تجربه‌ی زیسته‌اش) سمت و سو دارد. او در پی آن است که با همه‌ی توان‌اش (بازندگی) رویارو شود. و در تمامی آنچه که آدمهای روزگارش سالها است با آن خو کرده‌اند و آن را به عنوان (روال طبیعی) پذیرفته‌اند، بازنگری کند. از اینرو نقاشیها و طراحیهای امید مشکسار همچون آینه‌هایی است که وجوه غیرطبیعی دنیای امروز را بازتاب می‌دهند. وجود جنگ، خشونت، فقر، تنهایی هراس‌آور انسان و از همه فراتر (هنر بی‌تفاوت) مشکسار را آزار می‌دهد. و بخشی از این حساسیتها را مدیون تکوین خود آموخته و خودانگیخته‌ی هنرش و دوری او از محیطهای عادت زده و افکار مدگرای هنری است.

او به لطف انزوای کارگاهش در شیراز توانسته تا نگاه بکر خود را به زندگی محفوظ بدارد. و این روندی است که پس از مهاجرتش به هلند نیز تداوم داشته. هنر او نگاهی است واقع‌گرا از حاشیه‌ی زمانه بر متن زندگی آدمهای امروز.

آنچه در این جستار می‌خوانیم:

در این جستار کوشیده‌ایم با مقاله‌ی "حاشیه‌نشین زمانه" به قلم داریوش خادمی و گفت‌وگویی با امید مشکسار تحت عنوان "شکلی از یک حریم شخصی" به دغدغه‌های تصویری این هنرمند خلوت‌گزیده بپردایم.

در متن نخست داریوش خادمی با اشاره به خلوت‌گزینی این هنرمند، از او به عنوان "حاشیه‌نشین" یاد می‌کند. به همین دلیل او معتقد است: «دور از انتظار نیست که هنر امید مشکسار پر هیاهو نباشد. و يا حتی غریب و تنها و قدیمی در نظر آید.» در ادامه خادمی با توجه به همین عنوان به بررسی آثار امید مشکسار می‌پردازد.

در متنی دیگر که شامل گفت‌وگو با مشکسار است وی از نگاه زیباشناسانه، علائق و مختصات آثارش می‌گوید: «چیزهائی که می‌کشم چیزهائی هستند که دوست دارم بیانشان کنم. نه اینکه همیشه الزاماً خود آن موجودیت را دوست داشته باشم. اما در اکثر موارد موجوداتی که می‌کشم، قهرمان‌های من محسوب می‌شوند. یعنی می‌شود گفت که دوستشان دارم. ...»

برای مطالعه‌ی بیشتر پیرامون امید مشکسار اینجا کلیک کنید.