>> شماره 3

پنجره‌ی عقبی: کولیان مفرغ و رویا / محمد غفوری

ژوزف کودلکا یکی از عکاسان محبوب من است، با بیشمار عکسهای رشک‌انگیز. بیشتر کارهایش را دوست دارم. احساس می‌کنم از آن آدمهائی است که زندگی و عکاسی را چنان درهم تنیده‌اند که تفکیک آنها محال می‌نماید.

آثار او رنگ و بوی سنتهای عکاسی دهه‌های پنجاه و شصت قرن بیستم را دارد و بسیار شبیه به کارهای برسون و تحت تأثیر او، اما فکورتر، صادقتر، و شیداتر.

ژوزف کودلکا چاشنی خیال را به گونه‌ای مهارشده و حیرت‌انگیز با عکاسی مستند اجتماعی می‌آمیزد. بعضی از عکسهای او به شکلی غریب شاعرانه و پر رمز و رازند و تأثیری فراواقعی بر ذهن می‌گذراند. گزینشهای خاص او چه به لحاظ عناصر درون تصویر و چه از نظر ترکیب بسیار شخصی‌اند. او که دانش‌آموختۀ مهندسی «هوا – فضا»ست کارش را با عکاسی تئاتر آغاز کرد، اما به شیوۀ خودش. تئاتر برایش مدل کوچکی از زندگی بود که هرجور می‌خواست به آن می‌نگریست و روایتهای خویش را بازگو می‌کرد.

اما زندگی کولیهای اروپا موضوع اصلی کار اوست. کارش را با عکاسی از کولیهای منطقۀ زادگاهش «موراویا» آغاز می‌کند و سپس به دنبال آنان رومانی، اسپانیا، فرانسه، و انگلستان را می‌پیماید. عکسهای او به شدت انسانی است و غالباً همراه با نوعی غم، تلخی، حسرت و افسوس. نگاه ژوزف کودلکا به کولیان، نگاهی فراگیر و دربر دارندۀ غالب مناسبات نیک و بد آنهاست. مردمانی مطرود و همیشه در حاشیه. قومی رو به انقراض با عشق‌ها، آئین‌ها، دلتنگی‌ها،... و غربتی همیشگی که هرگز رهایشان نمی‌کند.

یکی از عکسهای ژوزف کودلکا که به لحاظ ساختار جزء ساده‌ترین آثار اوست تصویر سه مرد در ساحل یک دریاچه است. مردانی با حالتی غریب روی سنگهای خشن ساحل، پشت به دریا و کوه و آسمان. این عکس برای من حاوی سلسله‌ای از تداعی‌هاست...

برای دریافت رایگان مطلب روی گزینه‌ی خرید در زیر تصویر کلیک کنید.

برای دیدن مقالات محمد غفوری اینجا کلیک کنید.