3

پنجره‌ی عقبی: مرد بازو طلایی / بردیا سعدی‌نژاد

اگر بخواهیم یک صحنه از همۀ تاریخ سینما را، در یک لحظه به یاد آوریم، آن کدام صحنه است؟ به حتم یکی از نخستین جرقه‌های ذهنمان سراغ صحنه حمام فیلم روانی (آلفرد هیچکاک – 1960) خواهد رفت.

صحنه‌ای که – بیش از هر صحنه دیگری در تاریخ سینما شاید – مجموعۀ نماهای آن اینجا و آنجا چاپ شده است. بر آن نقدهای ستایش‌برانگیز نوشته شده است. تنها به عنوان یک صحنۀ مستقل و مثال‌زدنی – حتی بدون در نظر گرفتن تمامیت فیلم – بر تاریخ سینما تأثیر گذاشته است. اما چه حیف که در یادمان این صحنۀ درخشان، نام بزرگ سائول باس، شاید به ذهن کمتر کسی خطور ‌کند. شاید سنگینی بار نام یکی از برجسته‌ترین اساتید تاریخ سینما بر فراز این فیلم باعث این فراموشی شده است.بله! بسیاری فراموش کرده‌اند که دراین صحنۀ بیادماندنی، دونما توسط آلفرد هیچکاک به مجموعۀ نماهایی (Storyboard) که برای این صحنه طراحی کرده بود اضافه شد.

کارنامۀ سینمایی آلفرد هیچکاک درخشان‌تر از آنند که اگر بخواهیم این تنها صحنه را مدیون  باس بدانیم چیزی از تواناییهای آلفرد هیچکاک کاسته باشیم. حتی هیچکاک نیز از واکنش تماشاگران شگفت‌زده شده بود. تماشاگرانی که در نخستین رودررویی با صحنۀ حمام جیغ می‌کشیدند، غش می‌کردند و یا از سینما می‌گریختند. گرچه بخشی از واکنش مردم به این دلیل بود که، هنرپیشه نقش اول فیلم جنت لی در مقابل چشمان حیرت‌زدۀ‌شان در خون غلطیده بود. اما ساختار این صحنه بدون شک به امضای پاک‌ناشدنی باس مزین بود.

اکنون، حتی اگر این پاک‌نشدنی، زیر غبار اندکی از تاریخ پنهان شده باشد، جای دیگری در دنیای جادویی سینما هست. جایی که به یقین قلمروی دست نیافتنی باس باقی خواهد ماند. قلمرویی که بنا به گفتۀ مارتین اسکورسیزی: «وقتی که کار او بر پردۀ سینما ظاهر می‌شود فیلم به معنای واقعی کلمه آغاز شده است». ...

برای دریافت رایگان مقاله روی گزینه‌ی خرید در زیر تصویر کلیک کنید.