>> شماره 4

پنجره‌ی عقبی: عکاسی به مثابه‌ی لذت دیدن / تورج حمیدیان

انتخاب یک عکس یا یک عکاس بعنوان بهترین و یا محبوب‌ترین، میسر و منطقی نیست. کسانی که دوستدار عکس هستند همه روزه بخشی از وقت خود را با دیدن کارهای عکاسان دیگر می‌گذرانند. برخی هم خود عکاسی می‌کنند. بدین ترتیب یک جریان فعال و زنده در روح و ذهن آن‌ها در مورد عکاسی جریان پیدا می‌کند و وجود دارد، که لطف آن در جستجو و دریافتن مدام است. انتخاب و مطلق‌گرایی این جریان را محدود و وابسته می‌کند. اما در میان آن‌چه که از عکاسانی مربوط به دوره معین گذشته و کلاسیک، دیده‌ایم و فرهنگ عکاسانۀ ما را ساخته، می‌توان انتخاب و گرایشی شخصی داشت.

در واقع حالا دوره‌ای از عکاسی قرن بیستم را می‌توان سنجید. عکاسانی را می‌شناسیم که اکثر آن‌ها در حدود شروع قرن بدنیا آمده‌اند. با تحولات هنری، اتفاق‌های مربوط به حوادث و جنگ‌ها، جدید شدن جهان و تحولات مهم عکاسی زیسته‌اند. بنائی را ساخته‌اند که امروز به اعتبار آثار آن‌ها عکاسی تحلیل می‌شود و عکاسان فعال زمان ما از مبانی فکری و ساختاری آثار آنان مایه می‌گیرند. جریان امریکائی این نسل که با (استگلیتس) شروع شد، هنوز در ادامه راه، دوست داشتنی و پویا است. اما در اروپای پیر، و با فرهنگی متفاوت از رها بودن عکاسان آمریکائی از سنت‌های عمیق، عکاسی جریان یافت.

در عین حال عکاسان در طول زندگی خود دوره‌های متفاوتی را ارائه کرده‌اند. ممکن است فقط بخشیش از آثار دوره معینی از کار آنان مورد توجه هر دوستداری باشد.

اگر آمار مراجعه بیشتر به کارهای عکاسان را دال بر علاقۀ بیشتر خود به آن‌ها بدانیم، من به (بیل برانت)، (جاکوملی) و (آرون سیسکیند) بیش از بقیه سر می‌زنم. رازهای آثار ایشان آنقدر هست که سرکشی‌ها هنوز و بعد از سال‌ها ادامه پیدا کند. هرچند که اینان از یک جنس نیستند. ...

برای دریافت رایگان مطلب روی گزینه‌ی خرید در زیر تصویر کلیک کنید.