10

پنجره‌ی عقبی: طبیعت بی‌جان / ساغر پزشکیان

کشیدن طبیعت بی‌جان در این دوره شجاعت می‌خواهد! چه می‌توان گفت؟ نگاهی که از زیستن در این عصر ناشی می‌شود، ترکیب‌بندی‌ای آشفته که گویی به عمد ناترکیب است و نگاهی که از من (بیننده) آغاز می‌شود و آنقدر به من نزدیک است که در آن شریک می‌شوم، انگار من، دلیل این بی‌نظمی هستم و حالا... من را با خود بر روی زمین می‌کشد و مثل کسی که نزدیک بین است همه را وارسی می‌کند و در بغل می‌گیرد و این فضای جدیدی را فراهم می‌کند که به فاصله‌ی اکتشاف سرآغاز می‌شود.

او کنجکاوی مارا چنان برانگیخته می‌کند که دنبالش تا ته اطاق در تاریکی‌ها به دنبال این اشیای ملموس می‌گردیم، تاریک و روشنها قدرتی بالقوه زیاد دارند، ولی در تاریکی‌ها رنگ‌های ترانسپرنت همچنان ذهن مارا به جستوجو دعوت می‌کند...