2

پنجره‌ی عقبی: با اینکه دیر شده است متشکرم! / بهزاد رحیمیان

باستر کیتن با نام جوزف فرانسیس کیتن در چهارم اکتبر سال 1895 در پیکوآی کانزاس به دنیا آمد. پدر و مادرش بازیگران نمایش‌های وودویل بودند. زندگی او از اوان کودکی تا بلوغ و جوانی شباهتی به زندگی قهرمان فیلم‌هایش داشت.

زندگی باستر کیتن از اوان کودکی تا بلوغ و جوانی شباهتی به زندگی قهرمان فیلم‌هایش داشت: در جریان یک گردباد پا به عرصه‌ی وجود گذاشت.

در شش ماهگی از پله‌هایی به پایین افتاد و چون آسیبی ندید، شعبده‌باز معروف و دوست خانوادگی‌شان، هاری هودینی، به او نام باستر (خوش‌بنیه) داد. در یک سالگی چهار دست و پا خود را به صحنۀ نمایش پدر رساند. از سه سالگی عضو گروه نمایشی خانواده شد. تا نزدیک به بیست سال خاک صحنه خورد. بالاخره آشنایی با دوستی، فتی آربوکل، درهای معبد سینما را به رویش باز کرد. تعدادی فیلم کوتاه بازی کرد و ساخت (34 فیلم دوحلقه‌ای) و در طول سال‌های دهۀ 1920 شاهکارهای بلندش (10 فیلم) را به روی پرده برد.

باستر کیتن در دورۀ صامت از همان شهرت و محبوبیتی برخوردار بود که چارلی چاپلین. در حالیکه برخلاف چاپلین نتوانست آن‌چنان موقعیت به دست بیاورد که به کارش در دورۀ ناطق ادامه بدهد. او در سال 1929 که 34 سال بیشتر از عمرش نمی‌گذشت، در تاروپود قواعد استودیویی (مترو گلدوین مایر) سینمای هالیوود گرفتار آمد. به یکی از قادرترین مدیران کمپانی‌ها (لوییس مایر) توهین کرد و بازنشسته شد. در واقع هالیوودی‌ها کیتن را بایکوت کردند و دیگر هیچ‌گاه نگذاشتند کمدی‌های «خودش» را خلق کند.

ساده‌ترین دلیلش این بود که کیتن هنرمندی ناخودآگاه بود. نظیر چاپلین خودآگاه، نه زندگی کرد و نه فیلم ساخت. او از استقلالی می‌بایست بهره‌مند می‌شد که هالیوودی‌ها در اختیارش نگذاشتند. البته استقلال را برای آزادی می‌خواست. ...

برای دریافت رایگان مقاله روی گزینه‌ی خرید در زیر تصویر کلیک کنید. 

برای دیدن مقالات بهزاد رحیمیان اینجا کلیک کنید.