13

پس از تماشای عکس‌های ارنست هولتسر / روبرت صافاریان

ارنست هولتسر در نیمه دوم قرن نوزدهم، از طرف دولت انگلیس، مدیر تلگرافخانه‌ی اصفهان شد. روبرت صافاریان با نگاهی دوباره به عکس‌هایی که او طی اقامتش در اصفهان گرفته، روایتی خواندنی از تاثیر محدودیت‌های ناشی از پایین‌بودن حساسیت شیشه‌های عکاسی در کار هولتسر و جزئیات عکس‌های «مصنوعی» او می‌پردازد. عکس‌هایی که به گفته‌ی خود هولتسر، با انگیزه‌ی «مردم‌شناسی آماتوری» _و نه دغدغه‌ی کار هنری_ ثبت شده‌اند.

برای دریافت مقاله روی گزینه‌ی خرید کلیک کنید. 

بخشی از مقاله:

کیفیتی که به هنگام نگاه کردن به عکس‌های باقی‌مانده از دوران قاجار بیش از همه بیننده را به خود جلب می‌کند، همان کیفیتی است که به طور عام موقع تماشای عکس‌های قدیمی به آدم دست می‌دهد. یک جور حس دلتنگ‌کننده رویارویی با آدم‌ها، مکان‌ها و اشیایی که دیگر نیستند. مکان‌ها و اشیاء، به این سبب که بقایای آن‌ها امروز هم ممکن است باشد و در خانه‌ها یا موزه‌ها نگاهداری شود، در این میان از اهمیت کمتری برخوردارند و این آدم‌ها هستند که بیش از هر چیز ما را به خود جلب می‌کنند: چهره‌های‌شان، حالت‌های ایستادن و نشستن‌شان، و مهم‌تر از همه نگاهشان. در چهره‌های بیش‌تر آن‌ها حالتی هست که مال امروز نیست، حالتی که ساده‌تر و شاید بتوان گفت بدوی‌تر است. این حالت، کم‌وبیش بستگی به طبقه آدم‌های توی عکس دارد، اما حتی در چهره ثروتمندترین اقشار هم دیده می‌شود. نه تنها آرایش چهره‌ها با امروز تفاوت دارد، بلکه بخصوص حالت چشم‌ها _این دریچه های روح_ نیز با نگاه‌های امروز فرق می‌کند. در برخی از چهره‌های زنان، این حالت بدوی بیش‌تر به چشم می‌خورد. برای نمونه به عکسی که هولتسر از یک «معلمه ارمنی جلفا» گرفته است توجه کنید. چهره زنی که در عکس می‌بینیم کیفیت زمختی دارد که تا حدودی به استخوان‌بندی صورت و انبوهی ابروها برمی‌گردد و تا حدودی معلول پوشش اوست . دکمه‌های بالاپوشی که بیش‌تر به لباس نظامی می‌ماند سفت بسته شده‌اند و همین‌طور کمربندی با سگک بزرگ که زن به کمر بسته است.