16

پست‌مدرنیسم؛ دیوان شرقی – غربی / فرشید آذرنگ

«درواقع وجه انتقادی پست‌مدرنیسم به زیر سؤال بردن حقیقت­‌نمایی مدرنیسم نیست. بلکه مشرعیت­‌بخشی به حقیقت نمایی خودش است. پست‌مدرنیسم فعلی مشروعیت­‌اش را از قواعد حقیقت­‌نمایی خودش نمی­‌گیرد. برای همین به تکثر و نسبی‌­گرایی برای انکار مدرنیسم بها می‌­دهد. اما همان­‌ها را در قبال خودش چندان به رسمیت نمی­‌شناسد و مسکوت می­‌گذارد. با همه اینها می­توان پست­‌مدرنیسم را اتفاقاً در تقابل با جریان پست ­مدرنیستیِ ایران قرار داد.» این نوشتار بخش دوم مقاله‌­ی «یادداشت‌های یک خوابگرد» است که از همین مؤلف در شماره­‌ی 11 حرفه: هنرمند منتشر شده است. مقاله از منظری انتقادی به آسیب‌­شناسی هنر ایران می‌­پردازد که با باور نگارنده می‌­تواند با رویکرد انتقادی سوزان سانتاگ قرابت داشته باشد.

از همین روی، این مقاله همسو با دیگر مقالات این پرونده، دربردارنده‌­ی ارجاعاتی به این رویکرد انتقادی سوزان سانتاگ و آراء او پیرامون هنر معاصر می­‌پردازد. آذرنگ در ابتدا به مسئله­‌ی ارتباط میان حقیقت‌­نمایی در اثر هنری و مدرنیته می‌­پردازد. سپس به سیر تحول حقیقت­‌نمایی در آثار هنری و این مفهوم نزد نظریه­‌پردازان قلمرو هنر در گذار از مدرنیته به جریان­های مدرنیسم و پست­‌مدرنیسم می­‌پردازد.

در این میان نویسنده تمرکز ویژه‌­ای بر جریان پست‌­مدرنیسم در هنر دارد. او به واکاوی برخی مفاهیم ذیل این جریان از جمله کثرت‌­گرایی، نسبی­‌گرایی و زوال هنر در نسبت با حقیقت­‌نمایی می­‌پردازد. او بحث خود را با ارجاعات فراوان و نقل­ قول‌­های طولانی از آثار نظریه‌­پردازان و فیلسوفان این حوزه از جمله اسلاوی ژیژک، تزوتان تودورف، اندرو بنیامین، ژولیا کریستوا، اسکات لش، بودریار، لیوتار و میشل فوکو، آیزیا برلین، ادوارد سعید، پی­ می­‌گیرد. او سپس می­‌کوشد به اختصار نسبت میان مدرنیته‌­ی ایرانی و نمایندگان آن در میان روشنفکران، شاعران، نویسندگان و هنرمندان ایرانی با اندیشه­‌ی پست­ مدرن را تبیین کند.

برای دریافت مقاله روی گزینه‌ی خرید کلیک کنید. 

برای دیدن تمام مقالات فرشید آذرنگ اینجا را کلیک کنید.

بخشی از مقاله «پست‌مدرنیسم؛ دیوان شرقی - غربی»:

تزوتان تودورف مقاله جذاب خود «پیش در آمدی بر حقیقت‌نمایی» را این‌گونه آغاز می‌کند:« روزی پانصد سال پیش از میلاد، در سیسیل، دو نفر بگومگوی‌شان شد. کارشان به زد و خورد کشید. فردای آن روز هردو به دادگاه فراخوانده شدند. تا محکمه دربارۀ گناه و بی‌گناهی‌شان تصمیم بگیرد. اما چگونه؟ داوران زد و خورد را به چشم خود ندیده بودند. از این‌رو از حقیقت و چند و چون آن بی‌خبر بودند. حواس به کار نمی‌آمد. تنها راه گوش سپردن به روایت هریک از شکایت‌کنندگان از چگونگی زد و خورد بود...