6

پرتره در عکاسی / گراهام کلارک / علی عامری

عکاسی پرتره یکی از پرمسأله‌ترین عرصه‌های کار عکاسی است. عکس پرتره عملاً در هر سطحی و بر هر زمینه‌ای مملو از ابهام است. بخشی از چنین ابهامی مرتبط با این مسأله است که دقیقاً از چه چیزی یا کسی عکس‌برداری می‌شود.

***

به همین علت می‌خواهم این مقاله را با پرداختن به اثری شروع کنم که شاید در تاریخ یک عکس، سوژه‌ای عجیب محسوب شود: آپولو (1988) اثر رابرت مپلتورپ، تصویری است سیاه و سفید که در مرحله آخر دوران کاری بحث‌انگیز او برداشته شده. (تصویر 1) به نظرم این اثر، یک عکس پرترۀ مثالی است، دقیقاً به دلیل آن که فی نفسه ماهیت رمزآمیز پرتره را نشان می‌دهد.

برای شروع باید بگویم که نه تصویر یک شخص، فرد یا شخصیت، بلکه یک مجسمه است. مجسمه‌ای که مظهر تصویر آرمانی مردانگی است. آپولو نه فقط یکی از خدایان یونان – پسر زئوس و لتو – بود، که «یونانی‌ترین خدای یونان» هم تلقی می‌شد. تصویری آرمانی که کاملاً در برابر تصویر دیونوسوس قرار می‌گرفت. در حالی که آپولو کمال، نظم و هماهنگی را بازنمایی می‌کند، دیونوسوس نمایانگر هرج و مرج و بی‌نظمی زندگی است. آپولو به منزلۀ تصویر در فضا وجود دارد و دیونوسوس تأثیر خود را در زمان به جا می‌گذارد. عکسی که مپلتورپ برداشته، دقیقاً این تضاد را نشان می‌دهد.

آپولو در حکم «عکس پرتره»، آرامش چهره‌ای سنگی را می‌نمایاند که در برابر زمان و تجربه ایمنی دارد. در واقع بازی سیاه و سفید نشان از گستره‌ای دارد که در آن به نوعی خلاء می‌نگرد و از هر نوع مفهوم خود «self»، شخصیت و هویت تهی است. البته نکته همین است، عکس مپلتورپ به تصویری از یک اسطوره اشاره دارد، نه تاریخ، آرمان یا یک فرد.

ولی آپولو به همان اندازه معضلی اساسی را در عکس پرتره نشان می‌دهد: یک تصویر عینی به چه معنایی می‌تواند دنیای درونی و وجود فردی را در مقابل دوربین بیان کند؟ از دوران شکل‌گیری عکس پرتره، عکاسان نسبت به بیان وجودی «درونی» و مفروض در تصویری مجرد، دغدغه داشته‌اند. بدین ترتیب افشای شخصیت، جوهر هر عکس پرترۀ خوبی است؛ چنان که اینگه موناس اظهار می‌کند، پرتره موفق «لحظه‌ای از سکون را در بطن جریان روزمرۀ پدیده‌ها ثبت می‌کند که درون هر فرد فرصتی برای گذر از آن می‌یابد». این دیدگاه شبیه به تأکید یوسف کارش بر قدرت درونی شخصیت در برابر دوربین است.

***

پس در همین روند، زبان عکس‌ پرتره شامل حسی از درون است که «وجود» خود را در تصویر ترکیبی مجردی اظهار می‌کند و نه در تاریخ، جامعه یا تضاد به معنایی که هر پرتره‌ای مظهر خود را در آپولو می‌جوید. پس عکس پرتره مکانی برای مجموعه‌های پیچیده‌ای از تعامل‌های زیبایی‌شناسانه، فرهنگی، ایدئولوژیک، جامعه‌شناسانه و روان‌شناسانه است. از جهات فراوان پرتره، تصویر عکاسی را همزمان در آشکارترین و پیچیده‌ترین و پرمسأله‌ترین حالت نشان می‌دهد. چنان که گفته شده، «پرتره... نشانه‌ای است که هدف آن، هم توصیف فرد و هم ثبت هویت اجتماعی است».

عکس پرتره در شرایط متضاد معنایی در گردش است – دیالکتیک مداومی از دلالت، که در آن مسأله جایگاه فرد و خود نهفته است. البته برای شروع، بخشی از مسأله به این پرسش برمی‌گردد که چه چیز «پرتره» را شکل می‌دهد.

برای دریافت مقاله روی گزینه‌ی خرید کلیک کنید.

برای مطالعه‌ی بیشتر پیرامون عکاسی پرتره اینجا کلیک کنید.