>> شماره 4

پاییزِ قلب پاریس؛ از پیِ والتر بنیامین/ رون کیتای / شهرام خداوردیان

از پیِ والتر بنیامین

والتر بنیامین نویسنده‌ای آلمانی – یهودی بود. وی کنش نقد را تا والاترین سطوح آن در زمانۀ ما برانگیخت. او به جهت بیرون کشیدن و گرد هم‌آوری ایماژهاه از متون و از جهان، از روشهایی دشوار و غریب سود می‌جست. این روشها از تأثیر سوررئالیسم بی‌نصیب نبودند. (شاگرد او تئودور آدورنو آنها را «استنادها» (Citations) نامید). دلبستگی کابالیستی او به شکسته پاره‌ها (Fragments) و ماهیت ناتمام کار او (گشتاپو پشت سر او)، در پس مرده ریگی نامأنوس – که به گمان برخی، اجزاء آن شکل دهندۀ یک کل نیستند – رها شده است. آدورنو گفته است که «معما – تصویر» (Picture – puzzle) از همۀ آثار او متمایز است. او برای من همچون خواندن کافکا و برشت (که دوست بنیامین بود)، همواره برانگیزاننده و شاعرانه بوده است.

والتر بنیامین در آن پاییز غم‌انگیز 1940 – هنگامیکه شاهد سقوط فرانسه بود – خود را کشت. اثر بزرگ و ناتمام بنیامین دربارۀ پاریس (کتاب پاساژها) است. اثری که این شهر را با سرمایه‌داری در حال ظهورش، همچون «نسخه‌ای از دوزخ»، توصیف می‌کند. (که ساکنان زحل، عصرگاهان در آن نفسی می‌گیرند) – بودلر، راهبر شامخ والتر بنیامین در گذار از میان این دوزخ بود - نقاشی من نیز هنگامۀ پاییزی غم‌انگیز پیش از خودکشی بنیامین را به تصویر می‌کشد. هنگامه‌ای که پاریس شاهد «جباریت و دژسالاریی» بدتر از آنچه بود که بودلر ریشخند کرده و بلانکی علیه آن مبارزه کرده بود.

من در ترکیب‌بندی کلی این نقاشی، نه تنها روشهای مونتاژ (Montage) بنیامین که سایر الگوهای او را نیز در نظر داشته‌ام. کار والتر بنیامین را در باب «تصاویر دیوراما» خوب بنگرید. (در این تصاویر متغیره کارگر دور از طبقۀ خویش در چکامه‌ای تغزلی (Idyll) پدیدار شده است). خیال واهی (The Reverie) (زندگی در کافه همچون خیال‌بافیِ پاییزیِ، جامعۀ بورژوازی)؛ طبیعت مرده.

برای دریافت مقاله روی گزینه‌ی خرید کلیک کنید. 

برای خواندن مقالات بیشتر پیرامون والتر بنیامین اینجا کلیک کنید.