66

عکاسی انتزاعی؛ وهم واقع / مهران مهاجر

عکاسی انتزاعی؛ وهم واقع به قلم مهران مهاجر

«وهم واقع» به قلم مهران مهاجر، تأملی در باب عکاسی برجسته‌نما و امتناع تجربه انتزاع در دوران آغازین عکاسی ایران است. مهران مهاجر با رویکردی تاریخی و با ارائه‌ی چند نمونه‌ از عکاسی قاجاری به این موضوع می‌پردازد. در قدم اول، به این دو پرسش پاسخ می‌دهد؛ «عکاسی برجسته‌‎نما یا استرئوسکوپی اصلاً چیست؟» و «از کجا و کی در تاریخ عکاسی پدیدار شد؟» مهران مهاجر از رخدادهای دهه‌ی شصت سده‌ی نوزدهم و جلوتر از آن در صحنه‌ی هنر می‌نویسد، این زمان زمانِ آغاز گسست از الگوی بازنمایی واقع‌نمایانه و سفر از بُعدِ جهان به سطح بوم است.

برای دریافت مقاله روی گزینه‌ی خرید کلیک کنید. 

برای مطالعه مقالات دیگر پیرامون هنر انتزاعی اینجا را کلیک کنید.

برای دیدن تمام مقالات مهران مهاجر اینجا را کلیک کنید.

بخشی از مقاله‌ی مهران مهاجر:

شیفتگی‌ام نسبت به عکسی برجسته‌نما در کتاب کاخ گلستان (آلبوم‌خانه) مایه‌ی نوشتن این نوشته شد. عکسی که در فضای باز از علی اکبر شوهری، از غلام‌بچه‌های دربار، انداخته‌اند. نه می‌دانیم کِی عکس را انداخته‌اند نه می‌دانیم عکس را که انداخته. عکس به آلبوم شماره‌ی 232 تعلق دارد. این همان قدیمی‌ترین آلبومِ آلبوم‌خانه‌ی کاخ گلستان است. نیز نمی‌دانیم عکس چگونه به آلبومی راه پیدا کرده که قاعدتاً سال‌ها قبل از انداختن عکس، ملک قاسم میرزا آن را به ناصرالدین شاه تقدیم کرده است (1266 ق). از روی قراین ــ عکس برجسته‌نمای دیگری از کامران میرزا (ص 146 کتاب کاخ گلستان که قاعدتاً در همان مکان و همان زمان گرفته شده) و نیز یادداشت‌های روزانه‌ی خود شاه ــ می‌توان گمان برد عکس را باید حدود 1281 ق (1865 میلادی) انداخته باشند. عکسی که دو تاست و از سر تصادف دو بار هم آن را در دو برگ آن آلبوم قدیمی چسبانده‌اند. به این عکس و به این دوتایی بودن آن دوباره نگاه خواهم کرد. بگذارید چندی این عکس را کنار بگذاریم و نگاهی بکنیم به سویه‌هایی از تاریخ عکاسی و تاریخ هنرِ هم‌روزگارِ عکس...