33

وارونگی متوهم / آریاسپ دادبه

به گمان دادبه، یکی از عوارض دانش شرق‌شناسی ایجاد مفاهیم و اصطلاحاتی است که ذیل یا متأثر از نگاه شرق‌شناسانه‌ی غربیان تولید شد و به کارگیری آن‌ها توسط غربیان و خود ما منجر به ایجاد نوعی سوءتعبیر از مختصات تاریخی و فرهنگیِ ما شد که دادبه آن را «وارونگی متوهم» می‌خواند. دادبه از یک سو ناآگاهی و غفلت ما نسبت به ابعاد مختلفی از هویت، تاریخ و مختصات فرهنگی‌مان مستقل از هویت غربی و گسست از اندیشه و آگاهیِ قدمایی‌مان از یک سو، و موقعیت منفعل‌مان در شناخت خود و واگذار کردن امتیاز این شناخت به غربیان ذیل دانش‌هایی نظیر شرق‌شناسی، ایران‌شناسی، باستان‌شناسی و غیره از سوی دیگر را موجب شکل‌گیری آگاهیِ کاذبی می‌داند که در علوم انسانی و حتی جریان‌های روشنفکری معاصر ایران جاری است. «تکوین نطفه‌ی بعضی مبانی ناهنجار شرق‌شناسی و سایه‌ی سنگین آن بر آگاهیِ امروز موجد وضع اصطلاحات و تقسیم‌بندی‌ها و قضاوت‌های نادرستی گردید که راه شناخت فرهنگ و تاریخ جهان ایرانی را مسدود ساخت و در نتیجه، تاریخ اندیشه‌ی خود را ذیل تاریخ مغربی معنا کرده‌ایم». نگارنده در این نوشتار، در ادامه‌ی مباحثی که در مقاله‌های «https://herfeh-honarmand.com/magazines/%d8%b3%d9%88%d8%a1-%d8%aa%d9%81%d8%a7%d9%87%d9%85-%d8%a2%d8%b1%db%8c%d8%a7%d8%b3%d9%be-%d8%af%d8%a7%d8%af%d8%a8%d9%87/» و «توهم» در شماره‌ی 31 مجله طرح کرد، برخی از مصادیق این آگاهی کاذب یا موقعیت وارونگی متوهم ما نسبت به هویت خویش را برمی‌شمارد و توضیح می‌دهد. توضیح آغاز و تأسیس حکومت در ایران با شرح مهاجرت آریاییان، تقسیم‌بندی تاریخ ایران به پیش از اسلام و بعد از اسلام، قرار دادن ایران در جمع امپراطوری خلافت عربی و اسلامی، کاربرد اصطلاحاتی نظیر «هنر اسلامی»، «معماری اسلامی» و «فلسفه‌ی اسلامی»، کاربرد نابجای اصطلاح «سنت» در برابر «Tradition» لاتینی، و ایجاد علومی همچون مطالعات فولکلور و گرایش‌های مختلف اتنولوژی از جمله موسیقی‌شناسی قومی همگی به گمان دادبه از جمله این مصادیق هستند که در این جستار مورد بحث قرار می‌گیرد.