>> شماره 18

در جست‌وجوی هویت / رویین پاکباز

رویین پاکباز در مقاله‌ی «در جستجوی هویت» تلاش می‌کند تا نسبت میان هنر معاصر ایران را با هویت امروز ایران توضیح دهد. به زعم پاکباز، ما هنوز در وضعیت گذار از سنت به مدرنیته هستیم. از این رو هنر نوگرای ما تفاوتی ماهوی نسبت به دستاوردهای مدرنیسم در غرب دارد. پاکباز در بخشی از نوشتار خود به مقایسه‌ی موقعیت شعر نو و هنر نوگرا در ایران امروز می‌پردازد. و دلایل پیشتازی اولی نسبت به دومی را شرح می‌دهد. به گمان رویین پاکباز، نسل جوان هنرمندان ما نیز همچون همتایان خود در نسل پیشین و جریان نوگرایی در هنر، در دستیابی به هنر پست‌مدرن ناکام مانده‌اند. به گمان او در هنر نو و معاصر ایران هنوز دستاورد منسجم و جامعی که بتواند الگوی زیباشناختی ویژه‌ای را به هویت هنر امروز خود ارائه کند، حاصل نیامده است.

برای دریافت مقاله روی گزینه‌ی خرید کلیک کنید. 

برای دیدن تمام مقالات رویین پاکباز اینجا را کلیک کنید.

برای مطالعه‌ی مقالات بیشتر پیرامون مفهوم «هویت در هنر» اینجا را کلیک کنید.

برای مطالعه‌ی کتاب الکترونیک «رویین پاکباز در حرفه: هنرمند» در طاقچه اینجا را کلیک کنید.

بخشی از متن

.. اظهار نظر درباره‌ی هنر نو و معاصر ایران را می‌شود از نسبت این هنر با وضعیت کلی اجتماعی و فرهنگی امروز ایران شروع کرد. ما در یک دوره‌ی پر چالش گذر ازسنت به مدرنیته به سر می‌بریم و هنر ما هم به نوعی بازتاب همین موقعیت خطیر است. ما از حدود 150 سال قبل خود را در برابر دنیایی متفاوت و مغایر با دنیای خود یافتیم. این غرب مدرن بود که مظاهرش ما را هم مجذوب می کرد و هم گریزان. مثل شوکی بود که ما را از خواب قرون بیدار کرده بود تا برخیزیم. برخیزیم و در راهی ناشناخته گام بگذاریم.

به زودی احساس کردیم که چاره‌ای نداریم جز اینکه خود را با این پدیده‌ی بیگانه همساز کنیم. و به عبارتی، «مدرن» شویم. اما این مدرن شدن مستلزم پشت کردن به بسیاری از ارزش‌هایی بود که اساس تفکر و شیوه‌ی زندگی ما را می‌ساخت. یعنی همان «سنت» که دیگر نیروی تعیین‌کننده‌اش را از دست داده بود.

اما جدا شدن از سنت و روی آوردن به مدرنیته کار آسانی نبود. بخصوص که نمی‌دانستیم این دو چرا و چگونه در تقابل با هم‌اند. ما نه معرفت عمیق نسبت به سنت خودمان داشتیم. و نه اساسا مدرنیته، تاریخ، فلسفه و مؤلفه‌های آن را می‌شناختیم. چنین بود که درگیر یک مسئله‌ی بزرگ اجتماعی و فرهنگی شدیم که هنوز هم به جواب قطعی آن نرسیده‌ایم. در طی این سال‌ها، کوشش‌های ما بیشتر معطوف به مدرنیزاسیون بوده است. بدون آن که مدرنیته را به درستی تجربه کرده باشیم.

به همین دلیل معتقدم که رویکردهای نو در هنر ایران را نمی‌شود مدرن نامید. و منطقا این گرایش‌های اخیر (بعضاً چند رسانه‌ای) ما را هم نمی‌توان پست مدرن قلمداد کرد. نوگرایی هنری ما اگرچه از دستاوردهای مدرنیسم غرب مایه گرفته است، اما ماهیتاً با آن یکی نیست. ما نه در تحول مدرنیسم سهم داشته‌ایم و نه در نقد آن - نوگرایی ما و واکنش در برابر آن - در متن زندگی فرهنگی ما و تناقض‌های آن معنا پیدا می‌کند.