شماره 78

هنر ملی / داریوش همایون

همچنانکه در آغاز شمارۀ اول تذکر دادیم، انجمن ما و این نشریه مبلغ و مشوق هنر ملی است، و اکنون از لحاظ نیازی که حس میشود، به تشریح کامل هنر ملی میپردازیم و این موضوع مهم را روشن میکنیم.

***

قبل از هر چیز دیگر، هنر ملی انعکاس کامل و حقیقی اوضاع ملت است و زبان گویای خواست‌ها، مقتضیات و نیازمندی‌های افرادی بشمار میرود که ملت نامیده میشوند و شرایطی که برای تشکیل یک ملت لازمست، یعنی تاریخ، فرهنگ، منطقه و منافع مشترک را دارا هستند.

هنر ملی بی‌آنکه تحت تأثیر عوامل خارجی قرار گیرد. بطور حقیقی، زبان گویای ملت است و موضوعات و چیزهائی را توصیف میکند که براستی وابسته بملت باشند و بهمین جهت بطور کامل و واقعی بحال آن مفید واقع شوند.

هنر ملی، عمیقا بملت، بملتی که همه چیز خود را از آن گرفته است و برای آن میخواهد، علاقه‌مند است، بتاریخ و فرهنگ آن احترام می‌‌گزارد و همواره از آن‌ها دفاع میکند و خود را مدیون آنان می‌شمارد.

هنر ملی صرفنظر از یک مورد کلی، در برابر همۀ جهان‌بینی‌ها و طرز تفکرها بیتفاوت میماند، و این مورد کلی، جهان‌بینی ملی و وابسته بملت است. هنری که تعلق بملت دارد و دوستدار آنست، هنری که برای اعتلای ملت بسهم خود میکوشد، هنری که آثار ملت را در خود جاویدان نگاه میدارد، هنری که بمنظور خدمت بملت خود ایجاد شده است، هرگز نمیتواند دارای طرز تفکر ملی نباشد، یعنی بملت خود و فرهنگ و آثار آن بیعلاقه بماند، و ناگزیر در هر مورد جنبۀ ملی خود را حفظ و رعایت خواهد کرد.

چنین هنری ممکنست بدبین یا خوشبین و امیدوار یا مأیوس باشد زیرا همۀ اینها را از وضع ملت گرفته است، ولی در همه حال ملی، وابستۀ بملت و علاقه‌مند بآن میماند.

هنر ملی تابع تحولات ملت است و از این رو در مواردیکه ملت بجنبش درمیآید، بسوی یک تحول گام برمیدارد و با مسببین بدبختی خود بمبارزه میپردازد، هنر ملی نیز همین جنبش بسوی تحول و کمال، همین مبارزه‌جوئی و همین دارا بودن جنبۀ پیشروی را واجد میشود.

اکنون و از چندی پیش این جنبش بزرگ ملت ما آغاز شده است.

***

ملت ایران اکنون در موقعیتی قرار گرفته است، که اجازه میدهد روز بروز به پیشرفت و توسعۀ بیشتر هنر ملی آن امیدوار باشیم. این موقعیت که از جنبش مشروطه آغاز گردید، هنر ما را خواه ناخواه بسوی ملی شدن پیش برد و از همان هنگام گروه هنرمندان ما، با این که ممکن بود گاهگاه جهان‌بینی‌های غیر ملی را بپذیرند، در آثار خود از انعکاس کامل عقاید خویش چشم پوشیدند و این علاقۀ روزافزون بملت و بکار گرفتن آثار آن را در خود حفظ کردند و از همان هنگام در ایران جنبشی آغاز شد که هنر ایرانی بیش از آنچه در همۀ ادوار بود، بخدمت ملت گمارده شود و در راه آن، در راه احیا و پیشرفت آن بکار افتد.

در طی این چهل سال و این همه تحولات گوناگون اجتماعی، ملت ایران هنرمندان خود را ناچار کرد که هر چه بیشتر هنر خود را بخاطر آن ایجاد کنند و آثار هنری خویش را روز بروز ملی‌تر سازند.

این موضوع تا بآنجا کشید که اکنون در میان آثار هنری معاصر ما، آثاری که واقعا میتوان آنها را هنری گفت، کمتر اثری پیدا میشود که کم و بیش رنگ ملی نداشته باشد و تا حدودی در راه ملت بکار نیفتاده باشد.

برای دریافت مقاله روی گزینه‌ی خرید کلیک کنید.