>> شماره 71

هنر این چهل سال/ باوند بهپور

باوند بهپور در «هنر این چهل سال»، نگاهی به وضعیت هنر در دوران بعد از انقلاب دارد. پس از چهار‌ دهه روشن است که این تفاوت تاریخ هنر ایران با دیگر نقاط، صرفاً نوعی ناهم‌زمانی با دیگران نبوده. این‌طور نیست که ما مثلاً در دورانی گیر کرده‌ باشیم که آن‌ها پشت سر گذاشته‌اند. در سده‌ی گذشته، ایران به‌تدریج شبیه به گذشته‌ی دیگران نشده است. تجربه‌ی زیستن در بیرون و درون ایران امروز، ناظر را اتفاقاً به این نتیجه می‌رساند که ما تاریخ بسیار عجیبی را از سر می‌گذرانیم که ملل دیگری تجربه نکرده‌اند. چون آن‌ها امتداد تاریخ ما را نزیسته‌اند و آمال فرهنگی‌شان شبیه به ما نیست. و پیداست که این ماجرا، در مورد همه‌ی فرهنگ‌های معاصر مصداق ندارد. شاید چون رابطه‌ی ایران با فرهنگ‌اش مانند دیگران نیست. باوند بهپور این پرسش را مطرح می‌کند. آیا ایران معاصر به لحاظ فرهنگی بر پای خود ایستاده است؟

آیا خود نخواسته که بخشی از فرهنگ جهانی باشد؟ آنچه روی داده در باب این موضوع از جنس عقب‌ماندگی نبوده است. ایران جایی است که فرهنگش در هیچ دوره‌ای محو و رنگ‌پریده نبوده؛ فرهنگ، نخ تسبیح‌ این موجود را می‌ساخته و ایرانی دون شأن خود می‌دانسته که فرهنگش محصول جایی دیگر باشد. تا یادش می‌آید فرهنگ خودش را خودش تولید می‌کرده. برایش مهم‌تر است که خودش تعیین کند آبادی چیست و خرابی کدام، تا اینکه شهرش آباد باشد یا خراب. هنر این چهل سال هم از این بابت مستثنا نیست.

تداوم فرهنگ ایران را نمایندگی می‌کند که به گوش‌ها خوش بیاید یا نه، همچون همیشه‌اش، جریانی پیوسته بوده که از نزدیک همچون انقطاع می‌نماید و از دور متصل، و دلیل و نشانه‌ای هم در دست نداریم که لحظه‌ی اکنونِ فعلی از لحظه‌ی اکنونِ گذشته کم‌قابلیت‌تر باشد. در رابطه با این موضوع می‌توانید نگاهی به مقاله «سرگذشت متمایز هنر را در طی چهل سال ‌گذشته پس از انقلاب اسلامی» داشته باشید.

برای دریافت مقاله روی گزینه‌ی خرید کلیک کنید. 

برای دیدن تمام مقالات باوند بهپور اینجا را کلیک کنید.

بخشی از مقاله‌ی باوند بهپور:

تاریخ از نزدیک گسسته به نظر می‌رسد و از دور متصل؛ گاهی هم برعکس. تاریخ هنر ایران به‌طور خاص این‌طور بوده. اگر از دور به انقلاب مشروطه یا انقلاب ۵۷ بنگریم مانند نقاط انفصال قاطع به نظر می‌رسند. هرچه نزدیکتر بیاییم رشته‌های پیوند پیش و پس‌شان بیشتر به چشم می‌آید و کمتر مانند رویدادهایی نامنتظر دیده می‌شوند. از سوی دیگر، دوره‌هایی مانند دوران قاجار یا پهلوی از نزدیک قطعاتی صلب و منجمد جلوه نمی‌کنند بلکه دیده می‌شود که تغییرات‌ اساسی آن‌ها لزوماً در نقاط عطف سیاسی رخ نداده‌ است. ...