>> شماره 33

هنر ایرانی یا هنرمند ایرانی؟ / بهرنگ پورحسینی

بهرنگ پورحسینی، پژوهشگر حوزه‌ی هنر، در یادداشتی که با عنوان «هنر ایرانی یا هنرمند ایرانی؟» نوشته‌است، مفهوم هنر ایرانی را در میان انگاره‌های اورینتالیستی به چالش می‌کشد و دوگانه‌ی هنر ایرانی یا هنرمند ایرانی را مطرح می‌کند. او می‌پرسد که آیا «هنر ایرانی» به مفهوم ناب خود وجود دارد یا صرفا هنرمندان ایرانی وجود دارند؟ او در حالیکه با گرایش بی‌محابای بحثش به سمت مورد دوم سعی در شرح این نقطه نظر خود دارد. پورحسینی از «دیگری اعظم»ی صحبت می‌کند که حکم بنیادینی صادر می‌کند؛ این حکم چیست؟ «یا متفاوت باشید یا بمیرید»! بحث بر سر «تفاوت» است که یادداشت پورحسینی را به Glocalization رابرتسون و «ابر فرهنگ تفاوت» بودریار می‌کشاند.

چه تفاوتی است میان فرهنگ به منزله‌ی انفراد و فرهنگ به منزله‌ی تفاوت؟ چگونه انفرادها در هیئت تفاوت‌ها ظاهر می‌شوند؟ چرا در مواجهه با کشورهای شرقی این تفاوت‌ستایی از انگاره‌های اورینتالیستی فراتر نمی‌رود؟ هویت‌زدگی هنری در فضای نقد هنری چگونه است؟ تفاوت‌گرایی هویت‌محور کجا دچار هویت‌زدگی می‌شود؟ از جمله سوال‌هایی است که در این راستا بیان می‌کند و سعی در پاسخ به آنها دارد و از این طریق خود مفهوم ایران و مسئله‌ی هویت ملی را به چالش می‌کشد.

هویت هنر ایرانی

او که هویت ملی را نوعی قرارداد در میان افراد جامعه می‌داند معتقد است ایرانیت تنها در مواجهه با غرب معنادار شد. این مسئله راه به سوال‌های بنیادینی می‌برد که بحث جامعه‌شناختی گسترده‌ای می‌طلبد و پورحسینی جرقه‌ی آن را در این یادداشت زده‌است. با اشاره به تقسیم‌بندی عبدالکریم سروش از هویت‌های سه‌گانه‌ی ایرانی بحث ایرانی‌بودن یا هویت ایرانی داشتن را پیش می‌کشد. او به صراحت این عقیده‌ی خود را آشکار می‌سازد که در اجتماع بودن، به این معناست که دیگر یک هویت ذاتی وجود ندارد و ما در بی‌هویتی مشترکیم.

برای دریافت مقاله روی گزینه‌ی خرید کلیک کنید. 

برای دیدن تمام مقالات بهرنگ پورحسینی اینجا را کلیک کنید.

بخشی از مقاله:

«یا متفاوت باشید یا بمیرید». در هنر معاصر ایران بسیاری از هنرمندان ایرانی این حکم بنیادینِ دیگریِ اعظم را خوب فهمیده‌اند و گاه که از رموز جذابیت هنر ایرانی سخن می‌گویند چنین می‌شنویم: « اَشکال مینیاتوری و نقاشی خط برایشان جذابیت دارد، بهتر است آثار اشاره ای به اختصاصات فرهنگی و مشکلات سیاسی ایران داشته باشد ، نباید در موسیقی سنتی هارمونی وارد کرد، موقع اجرا هم باید با پیراهن‌هایی با نقش بته جقه روی زمین نشست، سینمایی موفق است که حاکی از نوعی بدویت و سادگیِ طبیعی باشد، و...». گویا برای بسیاری از هنرمندان این تفاوت باید نوعی دیگر بودگیِ هویتی باشد.