>> شماره 68

هلوتیکا / مایکل فیلر / غزاله ابراهیمی

هلوتیکا (Helvetica) فیلم مستندی به‌تهیه‌کنندگی گری هاست‌ویت است. این فیلم، به‌طور کلی درباره‌ی تایپوگرافی، اما به‌شکلی اختصاصی‌تر، درمورد خود هلوتیکاست. بسیاری از چاپچی‌ها و طراحان گرافیک تأثیرگذار نظرهای خود را درباره‌ی هلوتیکا و اینکه چطور به‌عنوان یک قلم در دنیای امروزی ما عمل می‌کند ارائه می‌کنند. این فونت هم شکاف میان مدرنیست‌ها و پست‌مدرنیست‌ها، و هم چرایی انقلاب و تکامل فونت‌ها را که مباحثه‌ای به راه انداخته است، می‌کاود. مایکل فیلر در این مقاله به صورت دقیقی هلوتیکا را واکاوی می‌کند. به گفته‌ی او این قلم ساده است. خوانا و روشن و «مناسب برای همه‌چیز» است. به اعتقاد او طراحان و شرکت‌ها به‌این دلیل از هلوتیکا استفاده می‌کنند که قلمی مطمئن برای اتکا و بهره‌برداری است. شرکت‌های تجاری برای لوگویشان و تبلیغات و اطلاعات بازاریابی از آن استفاده می‌کنند که توجه مصرف‌کننده را به خود جلب کنند، درحالی‌که با سادگی قبل پیش می‌روند.

برای دریافت مقاله روی گزینه‌ی خرید کلیک کنید. 

بخشی از مقاله:

الزاماً دو دیدگاه درباره‌ی هلوتیکا وجود دارد. کسانی‌که از آن متنفرند و کسانی‌که عاشقش هستند. تاریخچه‌ی هلوتیکا به دو جنبش طراحی بسته است که در دسته‌ی مدرنیسم و پست‌مدرنیسم تحلیلش کرده‌ایم. مدرنیسم دوره‌ای از حدود دهه‌ی 20 تا 70 بود که انگیزه‌اش تغییر مسیر از آرت‌نوو و تزئینات پرتجمل به طراحی‌های ساده‌تر بود. هدف مدرنیسم ارائه‌ی کاربرد بیشتر، دربرابر فرم، بود. هلوتیکا تا جای‌ ممکن اطلاعات را به‌روشنی ارائه می‌کند و «نباید جنبه‌ی بیانگری داشته باشد.»

اما پست‌مدرنیسم پاسخی متأخر به جنبش مدرنیسم است. هر گونه مانعی را پس می‌زند و پذیرای جریان و فرم آزادتری در تایپوگرافی و تصویرسازی است. پست‌مدرنیسم بازگشت به روش «بیانگرتری» از تایپوگرافی است. و در بسترش هنرمندانی مانند دیوید کارسون و پائولا شِر آثار خلاقانه‌ای آفریدند. تایپوگرافی با هلوتیکا انعکاس‌دهنده‌ی جنبش مدرنیسم است و حمایت همه‌جانبه‌ای از طراحان و حروف‌چین‌هایی مانند مایکل بیروت و ویم کروول دریافت می‌کند.