70

نمايش امر نمايش‌ندادنی: امر والا / ژان‌فرانسوا ليوتار / صالح نجفی

مقاله «نمایشِ امرِ نمایش ندانی: امر والا» به قلم ژان فرانسوا لیوتار است. این مقاله در مورد واژه والا در نقاشی‌مدرن و نوشته‌های بسیاری از هنرمندان آوانگارد می‌باشد. دنیای صنعتی و مابعد صنعتی که بر مدار علم و تکنولوژی می‌گردد بیش از نقاشی، به عکاسی نیاز دارد، به همان ترتیب بیش از ادبیات به روزنامه‌نگاری نیاز دارد. شتاب تحولات این جهان موجب افول حرفه‌ای به اصطلاح «شریفی» شد که به جهان قبل از آن تعلق داشتند. عرصه را بر آن جهان قبلی تنگ کرد. نقاشی از قرن پانزدهم به بعد سهم به‌سزایی در پیاده‌کردن برنامه‌های متافیزیکی و سیاسی نظم بصری و اجتماعی داشت.

در حال حاضر عکاسی به این برنامه ماورای سیاسی تنظیم و تنسیق بصری و اجتماعی دست یافته است. با ظهور عکاسی، ایده‌ی چیزهای حاضر و آماده صنعتی قوام گرفته بود. آن نقاشانی که همچنان به کار نقاشی اصرار می‌ورزیدند چاره‌ای جز مواجه شدن با چالش عکاسی نداشتند، و بدین‌سان درگیر دیالکتیک طرز فکر آوانگاردی شدند که پرسش اصلی‌اش این بود: نقاشی چیست؟ صنعت نمی‌تواند به عمر هنرها پایان دهد، فقط می‌تواند مایه‌ی دگرگونی (کیفی) آن‌ها شود. حال در مقابل نقاشی، این سوال مطرح می‌شود که عکاسی چیست؟

پژوهشگران عرصه‌ی عکاسی درگیر دیالکتیکی می‌‌شوند مشابه دیالکتیک آوارنگاردهای قلمرو نقاشی. اصل حاکم بر دنیای-علمی مابعد صنعتی نه نیاز به بازنمایی آنچه بازنمایی‌ناپذیر است بلکه اصل معکوس آن است. روی گرداندن از این اصل-اصلی که می‌گوید نامتناهی بودن با سرشت دیالکتیک جست و جو عجین است – کاری عبث، غیرمنطقی و ارتجاعی است. وظیفه هنرمند این نیست که «واقعیتی» غیر‌واقعی را که رانه‌ی دانش و تکنولوژی و ثروت‌اندوزی پیوسته ویرانش خواهد کرد، از نو به پا کند. «واقعیتی» که رانه‌ی مذکور می‌خواهد واقعیتی از قرار ماندنی‌تر به جایش بنشاند – که البته آن هم جای خود را به واقعیتی دیگر خواهد داد.

برای دریافت مقاله روی گزینه‌ی خرید کلیک کنید.

برای مطالعه‌ی مقاله‌ ی دیگری پیرامون امر والا اینجا را کلیک کنید.

بخشی از متن:

موضوع اين نيست كه عكاسی حرفه‌ی نقاشی را «ناممكن» ساخته‌است. چنين ادعايی بدان می‌ماند كه بگوييم شعر استفان مالارمه يا رمان جيمز جويس صرفاً واكنشی بود به توسعه‌ی روزنامه‌نگاری. ناممكن‌شدن نقاشی ناشی از آن است كه دنيای صنعتی و مابعد صنعتی كه بر مدار علم و تكنولوژی مي‌گردد بيش از نقاشی به عكاسی نياز دارد، به همان ترتيب كه آن جهان بيش از ادبيات به روزنامه‌نگاری نياز دارد. شتاب تحولات اين جهان موجب افول حرفه‌های به‌اصطلاح «شريفی» شد كه به جهان قبل از آن تعلق داشتند و عرصه را بر آن جهان قبلی تنگ كرد.