45

نامه‌ای از بیژن میرباقری

سلام من هستم . منو یادت می‌آد. یادت می‌آد اولین بار که به زبانم آمدی. وای که چه طعم خوبی بود. به زبانم آمدی و پناهگاهم شدی. لذت آغوشت خوشحالم کرد. تو خواسته شیرین کودکی بودی که نباید می‌خواست. چرا وقتی شماتتم کردند ترسیدی و از من دور شدی. آنها با تو کاری نداشتند یعنی تو را نمی دیدند. پس چرا رفتی؟ از من جدا شدی...