36

موجودِ فراپاشیده / محمد رضایی‌راد

«موجود فراپاشیده» عنوان مقاله‌ای از محمد رضایی‌راد با عنوان فرعی کشکول ایده‌های نیمه خیالی درباره‌ی تهران است. رضایی‌راد تلاش می‌کند نگاهی فارغ از نوستالژی به تهران داشته باشد. به زعم او تهران موجودی فراپاشیده است. «موجود فروپاشیده هستی رو به مرگ دارد و خود به خود رو به مرگ می‌رود، اما موجود فراپاشیده، یک هیولاست که هستی رو به مرگ ندارد، هستی او معطوف به زندگی است». تهران شهری تکه تکه است که پاشیدگی در آن رو به فزونی دارد، شهری که تشنه‌ی توسعه است و از این جهت زنده و تقریباً بیش از اندازه زنده است. وقتی از تهران می‌گوییم از شهری زاییده‌ی مدرنیسم سخن می‌گوییم. تهران تاریخی جز دوران مدرن ندارد، به همین علت مدام کالبد خود را عوض می‌کند. مقاله از ویژگی‌هایی می‌گوید که تهران را واجد هویت تاریخی می‌کند. تهران حتی با رشته تهران‌شناسی در دانشگاه تهران هم قابل شناسایی نیست. تهران نقشه ندارد و هیچ ترسیمی نمی‌تواند تهران را به ما بشناساند. تهران آزاد و رهاست و به اسارات نقشه در نمی‌آید. رضایی‌راد از نگاهی جامعه‌شناختی به پیوند مفهوم مهاجرت و تهران می‌پردازد. ساکنان این شهر را تحلیل می‌کند و رابطه‌ی آنان با شهر تهران را رابطه‌ای مبتنی بر عشق و نفرت می‌خواند.