48

منظره به مثابه‌ی نوعی رابطه با مکان / وسلی اِی. کورت / مجید اخگر

به اسماعیل توجه كنید. او در رمان موبی‌دیك، كار خود را با اظهاراتی در مورد افسون آب آغاز می‌كند، به‌ویژه آب‌های عظیم. او می‌گوید شهروندان «شهر جزیره‌‌وار تو، منهتن» از مكان‌های روزانه‌ی خود به سوی آب كشیده می‌شوند، «محصور در توفال و گچ ــ بسته‌شده به پیش‌خوان‌ها، میخ‌شده به نیمكت‌ها، پرچ‌شده به میزها.» چرا؟ به خاطر این‌كه آب «تصویری از شبحِ غیرقابل‌درك زندگی است؛ و كلید همه‌چیز همین است.»