31

مقام فلسفه در کار عکاس / بابک احمدی

در بحث از فلسفه و هنر (و به عنوان نمونه‌ای از آن فلسفه و عكاسی) كلی ادعا، بدفهمی، و نیت‌های ناجور روی هم تلنبار شده‌اند. یكی از آن بدفهمی‌ها این است كه گویا گوهر یكه و جاودانی‌ای به نام «فلسفه» وجود دارد، و از طرف دیگر چیزی در ماهیت خود متعین به نام «عكاسی» نیز یافتنی است، و حالا قرار است كه از رابطه‌ی این دو با هم بحث كنیم. عكاسی به دلایل گوناگون، از جمله به دلیل نوآوری‌های فنی (نه فقط مرتبط به روزگار دیجیتال بل از همان دهه‌ی 1830) و نیز به خاطر مبنای متافیزیكی و پیش‌انگاشت‌های زیبایی شناسانه‌ی مرتبط به پراتیكِ «عكس گرفتن»، شكل‌های مختلفی به خود گرفته است...