59

مفردات معانی‌، نگاهی به مناسباتِ نگاه در راه‌پیمایی‌های یحیی دهقانپور در انقلاب 1357 / مهران مهاجر

اصحابِ حرفه: هنرمند خواسته‌اند که در این شماره از مجله به نسبت میانِ معانی جمعی و هنر بپردازند، شاید به بهانه‌ای که بیش از هر عامل دیگری ایرانی‌ها را جمعیت می‌کند، یعنی آیین نوروز و کیش آمدن سال نو، با آن همه پسینه و پیشینه‌ی اساطیری. و تصادفاً امروز که می‌خواهم درباره‌ی عکس‌های انقلابِ یحیی دهقانپور بنویسم سال‌روزِ انقلاب است، شاید واپسین انقلاب سترگ تاریخِ انسان جدید؛ باز هم کیش و آیینی دیگر، البته این بار با پس و پشتی مدرن و البته ناسازه‌وار منتسب به دین. خوب روشن است اسطوره و انقلاب و دین، این هر سه، هر یک به شیوه و نوبه‌ی خود، به کار جمع ‌کردن و جمع ‌شدن می‌آیند و هم مردم را جمع می‌کنند و هم معانی را. خود واژه‌ی جمعیت هم در کنارِ معنای مألوف و آشنای آن، به معنای آسودگی خیال و آسایش خاطر نیز هست، و اگر اندکی در معنا دورتر هم برویم، در بافت عرفان ایرانی، حالتی است در سالک که در آن، به غیر حق توجه ندارد و مستغرق در حضور حق می‌شود...

برای دریافت مقاله روی گزینه خرید کلیک کنید