شماره 78

مشکل هنرمند امروز / داریوش آشوری

هنر امروز ما یك دوره‌ی بحرانی را می‌گذراند. بحران از آن جهت که سردر‌گمی و آشفتگی بسیار از مشخصات آنست‌. هنرمندان ما‌، در بسیاری از زمینه‌ها‌، راه مشخص خود را نیافته‌اند و همه یك دوران آشنایی و تجربه را می‌گذرانند و غالبا در همان مراحل اولیه درجا می‌زنند. امروزه در میان مجموع فعالیتهای ادبی و هنری این سرزمین کمتر کاری است و یا تنها معدودی از کار هاست که می‌توان در مقیاس جهانی آنها را دارای ارزش و اعتبار دانست و این نکته‌ایست که همه کم و بیش به آن آگاهند، اما هیچکس چاره‌ای برای آن نمی‌شناسد‌، زیرا این جریان سخت وابسته به سلسله‌ی عوامل تاریخی و اجتماعی است که اگر شناسایی آن هم باشد هیچکس را یارای تغییر سریع و قاطع آن نیست. اما یك عامل می‌تواند کم و بیش درآن مؤثر باشد و آن آگاهی خود هنرمند به عوامل تاریخی و اجتماعی محدود‌کننده‌ی اوست‌. زیرا انسان تنها از آگاهی به ضرورت است که به آزادی می‌رسد و می‌تواند بندها را از دست و پای خود بگشاید.

هنر پدیده‌ای است اجتماعی‌، اما نه مستقیماً، بلکه از آنجا که از نفس هنرمند سرچشمه می‌گیرد و هنرمند موجودی است که در جامعه می‌زید و اعتلا و انحطاط نفس او تابعی از اعتلا و انحطاط اجتماعی است. زیرا تنها در جامعه است که نفس انسانی تجلیات متعالی یا منحط می‌یابد‌.

هنر به عنوان پدیده‌ای اجتماعی پدیده‌ای تاریخی است‌، زیرا جامعه‌ی انسانی دارای تحول تاریخی است و انسان در تاریخ تحقق می‌یابد‌. و بنابراین هر اثر هنری تابعی از عوامل و مرحله‌ی تاریخی جامعه است و دارای انگ و رنگ آن و اعصار هنری در درون اعصار تحولی تمدنها شکل می‌گیرد.

پس باید عوامل آن بحران و سردرگمی را در میان عوامل اجتماعی و تاریخی محاط بر هنرمند امروز جست و یافت که چرا در عرصه‌ی جهان امروز‌، ما که روزی دارای یکی از عالیترین تجلیات فرهنگی بوده‌ایم‌، امروز چرا نیستیم و نمی‌توانیم باشیم‌.

میدان جولان و تجلی هر هنرمند حدود فضای کمی و کیفی فرهنگی است که بدان وابسته است و این فضا است که حدود تجلی استعدادها و خلاقیتها را معین می‌کند و وسایل آن را در اختیار می‌گذارد. هر چه فضای فرهنگی یك جامعه تنگتر و امکانات رشد در آن کمتر‌، آثار هنری به عنوان جزئی از تجلیات فرهنگی در سطحی پایینتر قرار می‌گیرند‌. بنابر‌این هر هنرمند به یک «فضای حیاتی‌» احتیاج دارد. اگر فضای حیاتی هنرمند جامد و بی‌تحرك باشد، هنر او نیز جامد و تکراری و فاقد بدعت خواهد بود‌. جامعه‌ی متحرك و تکامل‌یابنده و خلاق است که دایماً چشمانداز‌های تازه‌ای از بینش و تلاش را در برابر افراد خود قرار می‌دهد و جامعه‌ی بی‌تحرك دچار تکرار دایمی و فراورده‌های کلیشه‌ای می‌شود.

وضعیت جامعه‌ی ایرانی‌، مانند همه‌ی جوامع متمدن آسیایی ، اینگونه بوده است که این جوامع پس از ادوار درخشان فرهنگی یك دوره‌ی چند قرنی رکود و جمود را می گذراندند که هجوم تكنیك و فرهنگ غربی یکباره بنیادهای کهن این جوامع را برانداخت و از رکود چند قرنی به یك انقلاب شدید اجتماعی و اقتصادی و سیاسی و فرهنگی کشاند‌. و جامعه‌ی ایرانی‌، مانند بسیاری دیگر از آن جوامع‌، هنوز در آغاز این دوران انتقال و تب اجتماعی به سر می‌برد و از این جهت هنر معاصر نیز نمی‌تواند از این تب و تاب و اغتشاش و سرگردانی اجتماعی خالی باشد زیرا که در اینجا هنوز هیچ چیز شکل نیافته و به منزل‌رسیده نیست و همه چیز در حالت تبدل و تغییر شکل است و اغتشاش فرهنگی (به معنای وسیع کلمه) از مهمترین مظاهر هر دوران انتقالی است‌.

هنرمند امروز ایرانی عنصری است از جامعه‌ی در تحول‌؛ جامعه‌یی که از بنیاد اقتصادی ـ اجتماعی روستایی و ساکن خود جدا شده و به سوی شکلی از جامعه‌ی «مدرن» که از مختصات آن رشد صنعت‌، رشد شهر‌نشینی‌، رشد جمعیت، و رشد بورژوازی سودا‌گر و صنعتگر است، پیش می‌رود و تحرك بورژوایی رفته رفته جانشین سکون فئودالی می‌شود. اما خصلت عمده‌ی این حرکت اینست که حرکتی است  مکانیکی‌؛ به این معنا که حرکتی نیست ناشی از تحول درونی جامعه‌، بلکه از بیرون به آن داده شده و اگرچه این حرکت در مراحل بعدی جزء درونی جامعه خواهد شد‌، در مراحل اولیه خود چنین نیست و در نتیجه تکان ناگهانی و شتاب وحشتناك آن پریشانی و گیجی و در‌همی بسیار به بار می‌آورد که از مختصات جوامع در حال انتقال از یك نحوه‌ی اندیشیدن و زیستن به نحوه‌ی دیگر است و وحشتباری این حرکت از آنجاست که ما ناگزیر باید حرکتی را که دیگران ـ آنها که آن حرکت اولیه‌ی مکانیکی را به ما دادندـ در طول چند قرن کردند و شتابی را که پس از تحول تدریجی به آن رسیدند‌، در طول چند دهه طی کنیم و برسیم و دوارسر و آشفتگی بی‌حد ما ناشی از همینست. مسئله اینست که ما باید در طول چند دهه از گاو‌آهن و چرخ ریسندگی و دم‌آهنگری دست برداریم و به جای همه‌ی اینها ـ و بسیاری چیزهای دیگر‌ـ ماشین را بگذاریم‌؛ آنهم با پیشرفته‌ترین تکنیك امروزی‌. و نیز آن نحوه از اندیشیدن و کردار و گفتار و شیوه‌ی زیستن راکه متناسب با زندگی ماشینی است‌، و یا فراورده‌ی جامعه‌ی سازنده‌ی ماشین ـ و ما تحویل گیرنده‌ی هر دوی آنها‌.

برای دریافت مقاله روی گزینه‌ی خرید کلیک کنید. 

پیش خرید شماره 80

ویژه‌نامه هنر شهرهای ایران (2)

120 هزار تومان

90 هزار تومان

ارسال رایگان به سراسر کشور