18

مشروطه، دایره‌ای دوباره از پیوستن و گسستن / محمدرضا نوروزی، ارکیده ترابی

«آفرینش هنری از دیرباز از نظر برخی فیلسوفان کهن فرایندی چون بازنمایی در آینه بوده است. این آینه، هرچند همیشه نمایان‌گر بازتابی از طبیت نبوده، همواره منعکس‌کننده‌ی تفکرات، تجربیات، خواسته‌ها و نیازهای آفرینندگان آن در هر برهه از زمان می‌باشد. آنچه مردمان به آن می‌اندیشند و آنچه آرزویش می‌کنند لزوماً همان نیست که واقعیت بیرونی جهان آنان را ناچار به تحمل آن می‌کند؛ بر عکس، اغلب آرزو و تقدیر دو جریان معکوس‌اند و تنها آفرینش هنری نیروی بازنمایی هر دو را دارد که آن را به تاریخ پیوند می‌زند.» از آنجایی که این شماره از مجله‌ی حرفه: هنرمند به هنر دوران مشروطه و پس از آن اختصاص دارد، این جستار به گفته‌ی نویسندگانش تلاشی است برای دعوت کردن خوانندگان به گفتگویی در باب مضمون آگاهی ملی از فرهنگ ایران در این گذرگاه تاریخی. نویسندگان می‌کوشند در این جستار به پرسش‌هایی نظیر اینکه کدام اندیشه و آرمان در جریان‌های اجتماعی و سیاسی که منجر به مشروطه شد، نقش عمده داشتند، و چطور می‌توان ردپا و نشانی از آن‌ها در فرهنگ و هنر یافت، پاسخ دهند. آن‌ها برای طرح این سؤالات و تلاش در جهت پاسخ به آن‌ها، به مرور اجمالی برخی تحولات تاریخی از آغاز ورود اسلام به ایران تا دورهٰ‌ی پیش از مشروطه، و به ویژه دوره‌ی قاجار می‌پردازند و می‌کوشند تا قرائن و شواهدی دال بر نفوذ مسلط سنت‌های فرهنگی، ادبی و هنری ایرانی پیش از اسلام در میراث دوره‌ی اسلامی این سرزمین را شرح دهند. به گمان آن‌ها، فرهنگ ایرانی و زبان فارسی، علیرغم تاخت و تازها و هجوم مکرر اعراب، ترکان و مغولان به ایران، بنیان‌های اساسیِ حیات فرهنگیِ دوره‌ی اسلامی ایران بوده‌اند. آنان می‌کوشند از خلال این سیر تاریخی دریچه‌ای نو برای خواننده در بررسی هنر مشروطه و بعد از آن بگشایند.