71

دفترچه خاطرات لئوناردو داوینچی؛ عنکبوت پرنده/ محمدرضا یگانه‌دوست

متن محمدرضا یگانه‌دوست در رابطه با کشف دفترچه ای است که خاطرات لئوناردو داوینچی را بازگو می‌کند. و این اهمیت به دلیل نشان دادن تصویر نسبتاً دقیقی از سبک زندگی مردم یک ناحیه در مقطعی خاصی از تاریخ است. اما 709 میلادی در ترابوزان چه خبر بوده است؟ نخستین بار که با این پرسش مواجه شدم دریافتم تقریباً هیچ چیز نمی‌دانم. لابد به همین دلیل بود که یادداشت‌های لئوناردو برایم معنایی نداشت. انتظار خاصی هم نباید داشت. لئوناردوی نگون‌بخت که این یادداشت‌ها را به عنوان متنی یکپارچه و به قصد خوانده شدن ننوشته بود. به هر حال پژوهش وسیعی را آغاز کردم تا دانش خود در مورد نواحی شرقی امپراطوری روم شرقی را افزایش دهم.

به‌ طور خلاصه متوجه شدم که ترابوزان از اهمیت ژئوپولتیک بالایی برخوردار بوده و اگر بخواهم ساده‌تر و صمیمی‌تر بگویم. در بد جایی قرار گرفته بود. فرسنگ‌ها از پایتخت عالم مسیحی کنستانتینوپل فاصله داشت و در عوض در چندقدمیِ مرز سرزمین مسلمانان که دشمنان اصلی امپراطوری رم شرقی بودند قرار داشت.

تمامی همسایگان این شهر به زبان لاتین سخن می‌گفتند. اما شهروندان ترابوزان یونانی‌تبار بودند. مظاهر تمدن و کلیساهای بزرگ و تجملات فرهنگی در آن سوی عالم بود. و سهم ترابوزان تنها جنگ با دشمن و تکیه بر نمادها و مفاهیم مقاومت. آنطور که لئوناردو داوینچی نوشته است در سراسر دوران کودکیِ او جنگ با مسلمانان ادامه داشت. هر آن ممکن بود شهر سقوط کند. یا گلوله‌های آتشین منجنیق‌های سپاه اسلام بر سقف خانه‌ی کاهگلی و چوبی آن‌ها فرود آید. اما ترابوزان ویژگی مهم دیگری نیز داشت. این منطقه نقطه‌ی اتصال شرق و غرب عالم و محل داد و ستد و عبور سوداگران اقصی نقاط جهان بشمار می‌آمد. بنابراین شهری دنج در گوشه‌ای دورافتاده محسوب نمی‌شد که هیچ صاحب قدرتی به فکر تصاحب آن نباشد.

برای دریافت مقاله روی گزینه‌ی خرید کلیک کنید. 

برای دیدن تمام مقالات محمدرضا یگانه‌دوست اینجا را کلیک کنید.

بخشی از مقاله:

لئوناردو داوینچی ساعت سه بعدازظهر روز 11 فوریه‌ی سال 709 در روستایی حوالی بندر ترابوزان زاده شد. شهری در جنوب شرقی دریای سیاه که دورافتاده‌ترین نقطه‌ی امپراطوری روم شرقی بود. حتماً شنیده‌اید که ژان پل سارتر در رمان خود، تهوع، می‌گوید. ساعت سه‌ی عصر برای بسیاری از کارها دیر است و برای بسیاری دیگر زود. ساعت تولد لئوناردو نیز به نوعی تا آخر عمر گریبانش را رها نکرد.

انگار نه در ساعت سه‌ی روزی خاص، بلکه در ساعت سه‌ی بعد از ظهر کل تاریخ به دنیا آمده بود. هر آنچه از زندگی لئوناردو می‌دانیم، که چیز زیادی هم نیست. حاصلِ رمزگشایی یادداشت‌هایی است که او به شیوه‌ای غریب و به شکل معکوس درون دفترچه‌ای با جلد چرمی نوشته است. ...