50

فقدان سرزمینِ مُشاع / محمد رضایی‌راد

«فقدانِ سرزمین مشاع» نام مقاله‌ای از محمد رضایی‌راد است که در آن به پدیده‌ی مهاجرت پرداخته شده‌. سخن از مهاجرت امر نویی نیست و مقالات و نوشته‌های بسیاری درباره‌ی حرمان ناشی از مهاجرت به تحریر درآمده است. آنچه این مقاله را متمایز می‌کند رویکرد نویسنده به این امر است. او ابتدا تلاش می‌کند بحث مهاجرت را همچون یک مورد حقوقی بررسی کند. مهاجرت در کشورهای مهاجرپذیری مثل کانادا و آمریکا امری پذیرفته شده‌است. سرزمین‌های وسیعی که امروز درهای خود را به روی مهاجران سایر کشورها گشوده‌اند قوانینی برای مهاجرت قانونی دارند و این پدیده در آن کشورها به شکلی بسیار معمول انجام می‌گیرد. در همین راستا، افرادی که وارد کشورهای جدید می‌شوند از بسیاری حقوق برخوردار می‌شوند. نقطه قابل‌تأمل مقاله در اینجاست که آنها در اتوپیایی که به آن مهاجرت کردند عُلقه‌ای نسبت به مالکیت مشاع سرزمین جدید ندارند. سوال اینجاست که افرادی که وارد سرزمین دیگر می‌شوند چه حسی نسبت به مالکیت مشاع سرزمین جدید دارند؟ آیا همانطور که نسبت به سرزمین مادری خود تعلق خاطر احساسی دارند برای سرزمین جدید نیز این تعلق را دارند؟ رضایی راد تلاش می‌کند با آوردن مقدمه‌ای درباره مجاری قانونی مهاجرت به نتیجه‌ای درباره‌ی مالکیت مشاع سرزمین‌ها برسد. فرد مهاجر برای تمامیت ارضی وطنی که از آن مهاجرت کرده نگران است. چرا که سرزمین مادری مفهومی مشاع است. مقاله تصویری از مهاجر ترسیم می‌کند که در حال گذر از این چالش سخت است، چالشی که گاه تا پایان عمر باقی می‌ماند.

برای دریافت مقاله روی گزینه‌ی خرید کلیک کنید

برای دیدن تمام مقاله‌های محمد رضایی‌راد اینجا را کلیک کنید.

بخشی از مقاله:

سرزمین مهاجرت سرزمینی مهاجرپذیر است، یا سرزمینی است که برای مهاجرت قانون و برنامه دارد. بنابراین در نوشتار منظور ما از «مهاجرت» نه مهاجرت غیرقانونی، بلکه کاملاً منطبق با مفهومی است که بوروکراسیِ ادارهٔ مهاجرت در سرزمین‌های مهاجرپذیر به وجود آورده است، یعنی «مهاجر قانونی»، مهاجری که کاملاً مسیر بوروکراتیک مهاجرت را طی کرده و کم‌وبیش به او همچون یک «امکان» و نه یک «بحران» نگریسته می‌شود. اروپا هرگز سرزمین مهاجرت نبوده، اگرچه از انبوه مهاجران لبریز و به ستوه آمده است. به همین دلیل قانون‌های سختگیرانه‌ای برای مهاجرت تصویر می‌کند و جنبش‌های دست‌راستیِ نژادپرستانه و ضدمهاجران در آن رو به افزایش دارند. در آمریکا جنبش‌های راسیستی ضدمهاجرت وجود ندارد. زیرا آمریکا سرزمینی‌ست که اصلاً مهاجران آن را ساخته‌اند و اساس آن با مهاجران پیوند خورده است. امروز آمریکا، استرالیا و کانادا سرزمین مهاجرت محسوب می‌شوند. هر سه سرزمین‌هایی بی‌تاریخ‌اند و گستره‌‌های بی‌انتهای زمین به آنان این اجازه را می‌دهد که به مهاجرت به عنوان فرصتی برای توسعهٔ خود بنگرند.