29

عکاسی مستند / شاهین شهاب‌لو

مقاله «عکاسی مستند» به قلم شاهین شهاب‌لو منتشر شده است. نویسنده مطلب خود را با نگاهی منتقدانه نسبت به شرایط موجود عکاسی در ایران آغاز می‌کند. به جنبه‌های مختلف در جامعه هنری و به ویژه جامعه عکاسی اشاره دارد. برخورد و نگاه به این ژانر را زیر سوال می‌برد. به سیستم آموزشی پر از ایراد دانشگاه‌های هنری اشاره می‌کند. گالری‌ها که در شیوه‌نامه‌های برگزاری نمایشگاه‌های خود، وقعی به این ژانر عکاسی نمی‌دهند را خطاب قرار می‌دهد. سپس اشاره‌ای به بزرگان این عکاسی می‌نماید. از اختلاف نظر میان عکاسان مستند و مطبوعاتی که از دیرباز در جامعه عکاسی یکی از بحث‌های همیشه داغ است، گله دارد. از سویی دیگر به افول سطح کیفی عکاسی مستند می‌پردازد. حتی باور غلط جامعه نسبت به عکاسی مستند که گویی آن را سیاه‌نمایی از وضع داخل می‌داند، به چالش می‌کشد.

در نهایت شاهین شهابلو توصیه می‌کند که باید هنرمندان به دور از جنجال‌های هنری و جوگیری‌های اجتماعی و جریانات روز بر اساس علائق شخصی و آن هم بر پایه دانش و شناخت از محدوده عملکرد و کاربردهای مختلف آن رشته و با توجه به این که این روش می‌تواند ذهنیت و احساسات درونی ما را بهتر از سایر روش‌ها به مخاطب منتقل نماید، مشخص گردد. به‌طور ویژه عکاسی مستند را بازتعریف می‌نماید.

این ژانر از عکاسی تکیه بر واقعیت دارد و این بازتاب واقعیت است که به عکس اعتبار می‌بخشد. در نتیجه خالق اثر یا همان عکاس مستند نیز می‌بایست صادق و متعهد به ثبت و انتقال واقعیت باشد. او باید مشاهده‌گر بی‌واسطه حقیقت باشد و به این منظور حضور خود را به عنوان مؤلف حذف یا کم‌رنگ نماید. یعنی عکس‌هایش صحنه‌سازی نشده باشند. تأکید بر اهمیت همه شاخه‌های عکاسی مستند می‌نماید. و با جمله «گرفتن عکس همانند نوشتن یک قطعه موسیقی است». از آنسل آدامز مطلب را پایان می‌دهد.

برای دریافت مقاله روی گزینه‌ی خرید کلیک کنید.

برای مطالعه‌ی سایر مقالات شاهین شهابلو اینجا را کلیک کنید.

بخشی از متن:

وقتی قرار شد در شماره جدید نشریه حرفه هنرمند مطلبی درباره عکاسی مستند بنویسم، بسیار خوشحال شدم. مدتی بود که به دنبال فرصتی بودم تا حرفهایم را با دوستان، همکاران و علاقمندان عکاسی بخصوص آن عده که به این نوع عکاسی می‌پردازند درمیان بگذارم. قفل دل را بگشایم و افسوس خود را از وضعیت موجود اعلام نمایم. حال این فرصت پیش آمده بود. ولی از همان ابتدا که قلم به دست گرفتم این سوال در ذهنم مطرح شد که از کجا شروع کنم. روی سخنم را به کدام سمت معطوف نمایم:

سیستم آموزشی و اساتید جامعه علمی ، هنری عکاسی؟ مطبوعات، مدیران نشریات و عکاسان خبری؟ پیشکسوتان و عکاسان صاحب نام تاثیر گذار بر جامعه عکاسی؟ مدیران گالری‌ها و برگزارکنندگان نمایشگاه‌ها و مسابقات عکاسی؟ و…