پرونده‌ای درباره‌ی عکاسی جنگ

34

عکاسی جنگ

دان مک کالین:

_ شما نمی‌توانید دوره بیفتید و خودتان را مسخره کنید و فکر کنید که عکس‌هایتان در چندتا روزنامه ای که چاپ شد، می‌تواند دنیا را تغییر بدهد!

_ تمام زندگی من، نگاه کردن به چیزهایی است که دیگران تحمل دیدنش را ندارند.

کاپا:

_ در جنگ باید موضع داشته باشی. یا عاشق کسی باشی یا متنفر از کسی. وگرنه تحمل اتفاقات دوروبرت را نخواهی داشت.

_ این خیلی ساده نیست که دوروبر آدم گرفتار و دردمندی باشی و هیچ کاری جز ثبت صحنه، از دستت بر نیاید.

ناکت وی:

_ برای من قدرت عکاسی در قابلیتش برای پیدا کردن انسان‌ها نهفته است. اگر جنگ ناقض انسانیت است، پس عکاس جنگ همچون پادزهر آن به شمار می‌آید.

ما باید به جنگ نگاه کنیم. از ما خواسته شده که این صحنه‌ها را ببینیم. اگر نکنیم چه کسی این کارها را باید بکند؟

هر کسی نمی تواند آنجا باشد، برای همین عکاس‌ها به جنگ می‌روند. برای آنکه نشان دهند و آدم ها را وادار کنند تا لحظه‌ای بایستند و به کاری که انجام می‌دهند، توجه کنند...

بدترین قسمت ماجرا آن است که من عکاس، از تراژدی و رنج دیگران، سود می‌برم. این فکر منو داغون می‌کنه.

تمامی جنگ‌ها به نوعی جنگ داخلی است، چرا که همه‌ی انسان ها با هم برادرند. (فرانسوا فنلون)

یک صلح نادرست بهتر از یک جنگ درست است.(مارکوس سیسرو)

من باید در سیاست و جنگ آموزش ببینم، تا شاید فرزندانم بتوانند در ریاضیات و فلسفه مطالعه کنند. (جان ادمز)

در جنگ‌های مدرن، شما بی‌هیچ دلیلی، مثل یک سگ کشته می‌شوید. (همینگوی)

در زمان صلح، پسرها پدرها را به خاک می‌سپارند، و در جنگ، پدرها، پسرها را. (هرودت)

کشتن قدغن است . و قاتل‌ها مجازات می‌شوند، مگر آنکه آدم‌های زیادی را با صدای ترومپت بکشند! (واتر)

جنگ‌ها را پیر ها راه می‌اندازند، ولی جوان‌ها می‌جنگند و کشته می‌شوند. (هربرت هوور)

میهن پرست‌ها همیشه از "مردن برای وطن" می گویند. ولی هیچ وقت اشاره‌ای به "کشتن برای وطن" نمی‌کنند. (برتراند راسل)

مرگ یک نفر تراژدی است، ولی مرگ یک میلیون نفر، چیزی در حد آمار است. (استالین)

اولین تلفات جنگ، "حقیقت" است. (هیرام جانسون)

هیچکس یک جنگ خوب، و یک صلح را به خاطر ندارد. (بنجامین فرانکلین)

جنگ فقط یک فرار ناجوانمردانه از مشکلات زمان صلح است. (توماس مان)

جنگ زمانی تمام می‌شود که مرده‌ها به خانه‌هایشان بازگردند. (استنلی بالدوین)