3

عکاسی، کسب و کار من نیست / گفت‌وگو با احمد عالی

توکلی: این روزها با عکاسی چه می‌کنید؟

عالی: این روزها بدلیل گرفتاری‌های روزمره کمتر به عکاسی می‌رسم ولی به شکل ذهنی آن را ادامه می‌دهم. با دیدن بعضی نمایشگاه‌ها کمی قلقلکه می‌آید که کاری انجام دهم. بیشتر دوست دارم که وقت داشته باشم تا روی نگاتیوهای قبلی‌ام، کارهای جدیدی انجام دهم و به طراحی نوینی دست بزنم. هرچند که کم و بیش عکاسی هم می‌کنم. اخيراً جذب این پرده‌های رنگی‌ای شدم که در این دو سه ساله اخیر روی ساختمان‌های در حال ساخت کشیده می‌شود. این‌ها فضای شهر را دگرگون کرده. من یک ساختمانی را با پرده‌های قرمز نشان کردم و دو روز از آن در موقعیت‌های مناسب و دلخواهم عکاسی کردم، ولی روز سوم که خواستم برای تکمیل طرح مورد نظرم، عکاسی را ادامه بدهم دیدم که پرده را برداشته‌اند. در نتیجه کار نیمه تمام ماند تا این که بگردم و فضای مشابه دیگری را برای تکمیل آن عکس پیدا کنم. چون تک‌عکس مورد نظر من به صورت مجموعه‌ای از تکرار تصاویر گرفته شده حاصل خواهد شد.

توکلی: یعنی شده که نگاتیوهای قبلی‌تان را [که تعدادشان هم احتمالاً خیلی زیاده بنشینید و دوباره همه را نگاه کنید و طراحی‌های جدیدی را در ذهنتان مجسم کنید؟ یا آن‌که بیشتر براساس جرقه‌های ذهنی، سراغ برخی نگاتیوهای خاص می‌روید؟

عالی: هنوز آن فرصتی که بخواهیم تمام نگاتیوهایم را مرور کنم بدست نیامده ولی بعضاً شده که به نگاتیوی در ۲۰ سال پیش رجوع کرده و با آن فضای جدیدی را طراحی کرده‌ام که با منظور آن موقع من کاملاً متفاوت بوده است. تعداد نگاتیوهایم هم خیلی زیاد نیست! البته از آن اوایل که بیشتر بر اساس جستجوهای تصویری مبنی بر مبانی هنرهای تجسمی عکاسی می‌کردم و عمدتاً در سفر به منظور تمرین با سیاه مشق، تعدادی نگاتیو باقی مانده ولی بعدها که با آرامش بیشتری به عکاسی فکر کردم؛ به این متمایل شدم که با عکاسی چه قابلیت‌های بیانی را می‌توانم کشف و به دیگران نشان دهم. به همین دلیل در این دوران، کمتر عکس می‌گرفتم. بیشتر عکس می‌ساختم با نیت معرفی و آموزش در آن اوایلی که من عکاسی را شروع کردم، هیچ حرف و سخنی در مورد عکاسی زده نمی‌شد و تصور عموم از عکس فقط در حد عکس‌های پرتره آتلیه‌ای با سبک و دود يوسف کارش بود. من هم از روی کنجکاوی کتاب عکس‌های کارش را خریدم ولی دیدم که نه، این تصاویر در ردیف انتظارات تصویری من نیست. بعد از طریق مجلات سالانه عکسی که وارد ایران می‌شد با عکاسان دیگر آشنا شدم. با آودون، ادوارد وستون، بیل برانت و بخصوص من ری و مو هولی ناگی تا حدی که پوستر اولین نمایشگاهی که فتوگرامی است، از دست خودم و دوربینم، تحت تأثیر من ری ساخته شد. این عکس‌ها بودند که نشانم دادند می‌توان با ابزار عکاسی، متفاوت عمل کرد و جور دیگری عکس گرفت. بعدها دیگر خیلی کمتر کارهای جدید عکاسان امروز را دنبال کردم. بیشتر پی جست‌وجوهای شخصی خودم در کشف قابلیت‌های ابزار عکاسانه بودم...