4

صیادی / یادداشتی از رون کیتای / ثمیلا امیرابراهیمی

یادداشتی از رون کیتای، ترجمه شده از کتاب: نظریات و اسناد هنر معاصر 1996

پیکر تنهای انسان در نقاشی چیز ورم کرده‌ای به نظر می‌رسد. امکان این که دیگر بتوان آنرا بهتر از نیم دوجین نقاش کارکشته‌ای که در گذشته به آن پرداخته‌اند نقاشی کرد بسیار کم است. من دربارۀ مهارت و تخیلی صحبت می‌کنم که «وقتی دیده شوند واقعیت پیدا می‌کنند».

من با تجربۀ شخصی خود به این اعتقاد رسیده‌ام. خوب انجام دادن این کار مشکل‌ترین چیز در تمام تاریخ هنر نقاشی است. مجبور نیستید حرف مرا بپذیرید. اما به عقیدۀ من، در این جاست که «دست هنرمند رو می‌شود.» بعد از آن است که من می‌توانم در فضیلت بلندپروازی ناکام و آشگارگی تمام عیار مهارت سهیم شوم. فکر می‌کنم بد نباشد نمونه‌های چنین شکستی در نقاشی جمع‌آوری شود. حداقل شاید به خاطر اینکه دائماً به آدم گفته می‌شود این یا آن چیز چقدر موفق از کار درآمده یا شکست خورده است. من هرگز نمی‌توانم مثل دیگران (مثلاً دربارۀ رنگ‌های عالی یک اثر یا جعبه‌ها و سوراخ‌های روی زمین در اثر دیگر) چنین داوری‌هایی داشته باشم.

زندگی، آثار و افکار «شارل پگی» همیشه فکر مرا به خود معطوف کرده است. او به آنچه خود «فرشته گرایی» می‌نامید سخت مشکوک بود؟ آنرا درست عکس امر مقدس می‌دانست. چرا که این فرشته گرایی در پی آن است که با معنویت ابدیی‌اش شرایط انسانی را پشت سر بگذارد. من نیز مثل «پگی» رستگاری زمانمند و ناسوتی را ترجیح می‌دهم. اما از این‌جا به کشف مهمی می‌رسم: گفتنش مشکل است. اما پیکر تنهای انسان فقط بخشی از «حسِ» یک نقاشی است: گام نخست. در حالی که همواره تصاویری وجود دارد که پیچیدگی و رمز و راز آن تا حدی عظیم است که به الگوهای هستی انسانی، یا نظرات دیگری ورای آن چه می‌دانیم.

برای دریافت رایگان مقاله روی گزینه‌ی خرید در زیر تصویر کلیک کنید.

برای دیدن مقالات ثمیلا امیرابراهیمی اینجا کلیک کنید.