شماره 79

شیشه‌های عکسهای محمد میرزا و سبک کار عکاسی گمنام / محمد ستاری

به همت آقای محمدرضا ایزدی و خانم گلرنگ دانشگر مقدم شیشه‌های عکسهای محمدحسن میرزا، برادر ناتنی احمدشاه قاجار، در اختیار مجله قرار گرفت و هر از گاهی، بسته به مقتضیات زمانه و حال و حوصله گوشه‌هایی از این اسناد تصویری در معرض دید علاقه‌مندان به تاریخ عکاسی ایران قرار می‌گیرد. نکته‌ای که ذکر آن حائز اهمیت است اینکه شخص محمدحسن میرزا اصلاً برای ما مهم نیست، آنچه در خور توجه است مداقه در عکسها و نگرش به سبک عکاسی آن دوره اعم از پرتره فردی و جمعی، عکسهای رسمی مراسم سان، رژه و سلام و عزاداری و قمه‌زنی مردم است. کادرها و ترکیب‌بندیها کاملاً ایرانی هستند و محال است این سبک و سیاق را در عکسهای غرب بیابید. به عکس محمدحسن میرزا در مقابل پردۀ آویختۀ سیاه بنگرید (عکس شمارۀ 1). اگر از پرده به عنوان پسزمینه استفاده شده، پس چرا تمام کادر پشت سر موضوع با آن پر نشده است.

آیا عکاس متوجه این مسئله نبوده است؟ بعید می‌دانم. عکاسی کمه به ترکیب نشستن محمد حسن میرزا آنقدر توجه دارد که جهت پاهای او را به سمت چپ عکس، آنجایی که بیشترین توازن را با چهرۀ او پدید می‌آورد هدایت می‌کند محال است نقصان پردۀ سیاهرنگ را برای پوشاندن پسزمینه نبیند.

توجه به قالی به عنوان زیراندازی شکیل و برش ندادن فضای جلوی فرش، برای دستیابی به زاویه‌ای بسته‌تر که عیب ظاهری کوچکی پردۀ پسزمینه را بپوشاند این مطلب را می‌رساند که عکاس آگاهانه تمام فضای زیرانداز را مد نظر داشته و همزمان با آن از ابعاد پردۀ سیاهرنگ خود نیز کاملاً آگاه بوده است.

نحوۀ نورپردازی در این عکس بسیار استادانه است. نشاندن شخص در مکانی که از یک سو به فضای باز حیاط راه دارد و به کارگیری احتمالی یک بازتابه (رفلکتور) در سمت راست صورت موضوع عکس، نوری نرم و لطیف بر چهرۀ محمدحسن میرزا پدید آورده است. به جهت تابش نور اصلی از سمت چپ صورت موضوع یا به عبارت دیگر از سمت راست عکس، از داخل حیاط توجه کنید. محال است در سمت مقابل این نور سایه‌های شدید بر پوست چهره پدید نیاید و این امر ظن استفاده از بازتابه را تقویت می‌کند که بازتابه یا دیواری در سمت راست موضوع عکس قرار داشته است. شاید با اندکی دقت دیوار آجری کوتاهی را در سمت چپ عکس ببینید. از پودر منیزیم نیز به عنوان فلاش استفاده نشده که این امر را با مداقه در سایه‌های عکس می‌توانیم به فراست دریابیم. اگر احتمالاً از منبع نور قوی و لحظه‌ای استفاده می‌شد محال بود که سایه‌های شدیدی حداقل در پشت یا جنب پایه‌های صندلی روی فرش دیده نشود. ضمناً به مردمک چشمهای صورت شخص نگاه کنید، اگر فلاش زده می‌شد دو نقطۀ نورانی در چشمها هویدا می‌گشت.

در عکس مراسم سلام که عکاس در پشت سر محمدحسن میرزا قرار دارد و سپاهیان مشغول رژه رفتن از مقابل وی هستند، سایۀ عکاس و دوربین وی در عکس مشخص است (عکس شمارۀ 2). محال است عکاس متوجه سایۀ خود و دوربینش نشده باشد. به گمانم عکاس در این کار عمدی داشته است و به نوعی حضور خود را در کادر عکس اعلام می‌دارد و از سایه‌های خود و پیشکار محمدحسن میرزا – پیرمردی که دست به سینه در سمت راست عکس پشت سر مخدوم خویش ایستاده – برای پر کردن فضای خالی جلوی عکس نهایت استفاده را برده است. دلیل اینکه آن همه فضای خالی در پیشزمینه عکس وجود دارد احتمالاً آن بوده که عکاس تمایل داشته تمامی صف رژه روندگان را در کار داشته باشد.

برای دریافت مقاله روی گزینه‌ی خرید کلیک کنید. 

پیش خرید شماره 80

ویژه‌نامه هنر شهرهای ایران (2)

120 هزار تومان

90 هزار تومان

ارسال رایگان به سراسر کشور