شماره 57

آیا سقاخانه یک مکتب است؟ / آریاسپ دادبه

این مقاله برگرفته از سخنرانی آریاسپ دادبه در مؤسسه چهارسو در سال 1392 است. در اینجا دادبه برای پاسخ دادن به این پرسش که «آیا سقاخانه یک مکتب است؟» ابتدا سه اصطلاح "مکتب"، "سبک" و "شیوه" را توضیح مي دهد. ویژگی ها و مشخصات هر یک را برمي شمرد. همچنین می‌كوشد تا نسبت میان آنها را تبیین کند. بخش اعظم این نوشتار به تعریف این سه اصطلاح و به خصوص اصطلاح «مکتب» اختصاص دارد. هرچند او قصد دارد انطباق معیارهایی که برای هر یک از این سه اصطلاح برمی‌شمرد با گروه سقاخانه را به خوانندگان محول کند. در بخش پایانی نوشتار با اتکا بر آنچه در تعریف «مکتب» آورده است. اطلاق اصطلاح «مکتب» برای جریان هنری سقاخانه را ارزیای می‌کند. مقاله با این جملات آغاز می‌شود:

در آغاز بحث تصمیم دارم از سه اصطلاح مکتب، سبک و شیوه تعریف مختصری ارائه دهم تا به‌کارگیری این اصطلاحات در مواردی چون سقاخانه قدری دقیق و یا اصلاح شود. مکتب، یک مفهوم تاریخی‌ست و در معنای آن مفهوم زمان با وجهه عمیقی حضور دارد. در کاربردهای گاه غلط واژه مکتب، زمانی اشاره‌ای به فرد شده است (مثلاً مکتب رافائل) یا اشاره به شهر ( مثلاً مکتب اصفهان) یا اشاره به ملتی ( مثلاً مکتب ایرانی) یا به کشوری (مثل مکتب فرانسه) یا به یک رژیم سیاسی(مثل مکتب مغولی، مکتب تیموری و...). این کاربرد‌ها در همه موارد درست نیست. به هر حال آنچه قانع‌کننده‌تر می‌نماید این است که مفهوم مکتب اشاره به تاریخ اندیشه ساکنین جغرافیایی خاص دارد که بنیان‌گذار جهان‌شناسی ویژه‌ای بوده‌اند.

 

برای دریافت مقاله روی گزینه‌ی خرید کلیک کنید. 

 

بخشی از مقاله:

مکتب، یک مفهوم تاریخی‌ست و در معنای آن مفهوم زمان با وجهه‌ی عمیقی حضور دارد. در کاربردهای گاه غلط واژه‌ی مکتب، زمانی اشاره‌ای به فرد شده است (مثلاً مکتب رافائل) یا اشاره به شهر ( مثلاً مکتب اصفهان) یا اشاره به ملتی ( مثلاً مکتب ایرانی) یا به کشوری (مثل مکتب فرانسه) یا به یک رژیم سیاسی (مثل مکتب مغولی، مکتب تیموری و...). این کاربرد‌ها در همه‌ی موارد درست نیست. به هر حال آنچه قانع‌کننده‌تر می‌نماید این است که مفهوم مکتب اشاره به تاریخ اندیشه‌ی ساکنین جغرافیایی خاص دارد که بنیان‌گذار جهان‌شناسی ویژه‌ای بوده‌اند. دیگر آن‌که وقتی می‌شود چیزی را مکتب نامید که گسستی در آگاهی آن مردمان به‌وجود آید. یعنی باید در آن دوره‌ی تاریخی گسستی پدید آمده و تحولی در آگاهی آن مردمان صورت گرفته باشد که آن‌ها خودشان را جدای از قبل ببینند. به همین دلیل معدود جوامع تاریخی هستند که صاحب مکتب‌اند.

 

مکتب در جا نمی‌ماند و ادامه پیدا می‌کند. مثلاً بعد از مکتب خراسانی، مکتب رازی یا به بیانی دیگر مکتب عراقی پدید می‌آید و تا دوره‌ی جدید امتداد می‌یابد. در زمان مشروطه این مکاتب همه نمایندگان خود را داشتند. اگر به تاریخ موسیقی ایران نگاهی بیندازیم می‌بینیم که اقبال سلطان نماینده‌ی آواز مکتب خراسانی است. سید حسین طاهرزاده استاد نمونه‌ی مکتب عراقی است. ملک‌الشعرای بهار هم در مکتب خراسانی شعر می‌گوید و هم در مکتب عراقی. خود اخوان ثالث به عنوان یک شاعر نوپرداز گاهی اوقات در حوزه‌ی مکتب خراسان قرار می‌گیرد. این مکتب حیث تاریخی دارد اما چون مکتب است فقط در خراسان باقی نمی‌ماند و امکان انتقال و حرکت دارد. مکتب باروک را فقط ایتالیایی‌ها توضیح نمی‌دهند. نصوصش به جغرافیای دیگر قابل انتقال است و در عین حال باید مرکزیت داشته باشد. مرکزیت هم یک مفهوم جغرافیایی و هم یک مفهوم فکری است.

 

اگر مکتبی به‌وجود بیاید زمینه‌ای برای امکان خلاقیت و نوآوری پدید آمده و سبک‌ها به‌وجود می‌آیند. سبک، مکتب و شیوه‌ی لازم و ملزوم یکدیگرند و این فرایند پیچیده‌ای است که در خرد یعنی نسبت انسان با مکان و زمان اتفاق می‌افتد. ملک‌الشعرای بهار در کتاب سبک‌شناسی درباره‌ی سبک می‌گوید: «روش خاص ادراک و بیان افکار به‌وسیله‌ی ترکیب کلمات و انتخاب الفاظ و طرز تعبیر». به کارگیری این لغات و مفاهیم نشانه‌ی دقت بالای این تعریف است. او از اصطلاح «طرز تعبیر» استفاده می‌کند. «طرز»  اشاره‌ای به شیوه است. همان‌گونه که حافظ می‌گوید: «استاد سخن سعدیست پیش همه کس اما/ دارد سخن حافظ طرز سخن خواجو.»

 

 سبک، ترکیبی است از فرم و شکل با فکر و تعبیر. مثالی که بهار می‌زند این است. گلستان در نوع مقاله‌نگاری با مقامات حمیدی در ژانر یا نوع مشترکند اما در سبک متفاوت‌اند. موضوع، جزء شکل محسوب می‌شود یعنی فکر و اندیشه در قالب جملات مستتر است و از سوی دیگر مطلب یا فکر اصلی شکل را تعیین می‌کند. پس سبک یگانگی فکر و شکل یا معنا و صورت است. سبک یک روش خاص در ادراک و بیان اندیشه است. به کسی می‌شود گفت صاحب سبک که صاحب شیوه است. یعنی هم فکر و هم طرز تعبیر دارد.

 

برای دریافت تمام مقالات و درس‌گفتارهای آریاسپ دادبه اینجا را کلیک کنید.

برای مطالعه‌ی مقالات دیگر پیرامون مکتب سقاخانه اینجا را کلیک کنید.