35

سعی نامأجور / مجید اخگر

درباره‌ی راهبردها و مشخصه‌های نقاشی ايران در دو دهه‌ی نخستِ پس از انقلاب

چند ماه پيش كه بحث درباره‌ی خصوصيات هنرهای تجسمی سالهاي 57 تا 77 آغاز شد، با اطمينان و وضوح كمتری مي‌شد در اين‌باره سخن گفت. اما پس از طی اين مدت و به مدد همفكري‌های دوستان و جلسات و بحث‌ها، و مقالات و يادداشت‌هايی كه چه از جانب خود هنرمندانِ فعال در اين سال‌ها و چه از سوی ناظران و منتقدان نوشته شد، امكان سخن گفتن با ايقان و اطمينان بيشتر فراهم شده است. من هم در ادامه سعي مي‌كنم از نكات و مسائلي كه پيش از اين طرح شده‌اند به اجمال بگذرم، و ملاحظات خود را با هدف ارائه‌ی صورت‌بندي كلي‌تری از ويژگي‌های جهان تجسمی اين دوران ارائه كنم. من در ابتدا سه مؤلفه‌ی كلی را طرح می‌كنم كه به نظرم مي‌توان آن‌ها را سازنده رويكرد عام هنرمندان و فعالان عرصه‌ی تجسمي و به و‌يژه نقاشی اين دوره دانست ـ چيزی كه می‌توان به تعبيری آن را استراتژی يا راهبرد كلي آنان به شمار آورد ـ و شرح مختصري از اين سه مؤلفه، عمدتاً ذيل مورد سوم، ارائه خواهم داد. سپس شش خصيصه‌ی عينی‌تر و تحقيق‌پذيرتری را كه از اين سه محور نشئت می‌گيرند و مي‌توان آنها را در آثار نقاشانِ نمونه‌وار اين دوره رديابي كرد ذكر مي‌كنم. اين موارد را، به تبعِ آن استراتژی كلی، می‌توان «تاكتيك»های هنر اين دوران ناميد. در انتها نيز اشاراتی به آثار برخی از نقاشان موفق اين دوران كه در عين اشتراك خود در جهان تجسمی اين دوره توانستند محدوديت‌های آن را پشت سر گذارند خواهم داشت. اما پيش از آن ذكر دو نكته ضرورت دارد. نكته‌ی اول آنكه آنچه در متن حاضر طرح می‌شود عمدتاً معطوف به هنرمندان نسلی است كه در اين سال‌ها و حدوداً در فاصله‌ی سال‌های 65 تا 75 به بلوغ هنری رسيدند، و آثارشان را می‌توان سنخ‌نمای نوعی از نقاشی دانست كه مشخصاً در اين دوران و در حوزة هنرمندانِ مستقل از حمايت‌های دولتی به بار نشست. بنابراين من در مورد نقاشان نسل قديمی‌تری كه در اين سال‌ها كماكان به شيوه‌های پيش از اين شكل‌گرفته‌ی خود كار مي‌كردند، و در مورد نقاشان حوزه‌ی هنری، نقاشان مردمی‌تر يا بازاری، و حتی در مورد نقاشان همين نسل كه به شيوه‌هايی كم‌وبيش مستقلی از آن خويش و يا به تأسی از سرمشق‌های نقاشی پيش از انقلاب كار می‌كردند سخن نمی‌گويم (يعقوب عمامه‌پيچ و رعنا فرنود از جمله نمونه‌های برجسته‌ای هستند كه به دليل آن‌كه كارشان عمدتاً در حوزه‌ی نقاشی آبستره جای می‌گيرد و فاقد دغدغه‌های هويتی اين نسل است، در موردشان سخن نمی‌گوييم). نكته‌ی دوم نيز آنکه...