63

ساعت غربی / سیلوین آگاچینسکی / غزاله هدایت

آیا هرگز می‌توان به زمانی اندیشید که تنها به خودمان تعلق داشته باشد، به زمان حال میان سایه‌های گذشته‌ای که دیگر حس نوستالژی را برنمی‌انگیزاند و نیز آینده‌ای نامحقق پدیدار می‌شود؟ نگاهی به گذشته یا آینده معنای حال را آشکار نمی‌کند. ما مدام پرسش از مفهوم زمان را تکرار می‌کنیم؛ انگار زمان تنها هنگام دوری‌جستن از آنچه وجه تراژیک‌اش را نرم‌تر می‌کند، یعنی ابدیت و درکِ مفهومی از تاریخ، با تمامی قوا ظاهر شده است. درمورد این دوری‌جستن، تاریخ خصلت پیشایندی و رابطه‌ی عریان ما با گذر زمان را آشکار می‌کند. آیا مفهوم دوران می‌تواند همچنان برایمان معنایی داشته باشد؟ ...