44

زیر پوست چهارراه / بهزاد نژادقنبر

دانشجو تنها کسی است در این مملکت که می‌پلکد. پرسه می‌زند. بلد است هدفی نداشته باشد. بلد است در خیابان ول بچرخد. می‌داند موقع راه رفتن در خیابان به جای نگاه کردن به کف‌پوشها و زل‌زدن در صورت آدم‌هایی که از روبرو می‌آیند می‌شود نگاهی جستجوگر و نرم و چرخان داشت و بلد است که خیابان تنها، جای رفتن نیست. ...