>> شماره 7

روح یک بنا / داریوش خادمی

یادداشتی بر مجموعه‌ «کاروانسرا» از زنده‌ یاد حسام‌الدین رضایی؛

آثاری که تحت عنوان «کاروانسرا» از زنده‌یاد حسام‌الدین رضایی به یادگار مانده است، فرصتی است، برای نظارۀ رفتارهای نقاشانه‌ای از جنس و حال نقاشان اکسپرسیونیست، که در خلال چند دهۀ اخیر، با یک نوزایی، در قالب «نئو»ها با جایگاه و کاربست‌هایی تازه و نه در حد گذشته پر سروصدا، سربر آورده‌اند. به نظر می‌رسد سنت‌های هنری آلمان به عنوان پس‌زمینه، در شکل‌گیری خصلت‌های نقاشی رضایی تأثیری به سزا داشته است. میل مفرط او به رد و راه قلمو و چرخ و تاب لکه رنگ‌های غلیظ بر پرده‌هایش، آرایش رنگ‌مایه‌های پرتباین که در عین رهایی و سیالی در قلم‌گذاری، با حساسیت همنشین شده‌اند، کژنمایی‌ها و خلاصگی خطوط و اشکال ساده شده‌اش، همگی بیانی پرالتهاب را می‌سازند. این تصاویر جویای آنند که نیروهای نهفته در بنایی سنتی یا منظری ایرانی را بازتاب دهند. و در نهایت بیانی تصویری را تحت اندیشۀ جستجوگر نقاش بسامان رسانند. رضایی را می‌توان نقاشی متأثر از «نئواکسپرسیونیسم» دانست. اما میل او به مننظره‌پردازی و جنبه‌های تجربی نقاشی به این تأثیر سمت و سویی گزینش‌گر بخشیده و جدای تأثر از خصایص عام اکسپرسیونیسم او را می‌توان متعلق به آن دسته از نقاشانی فرض داشت که مضامین اکسپرسیونیسم را تا مرز چشم‌اندازها و صحنه‌های روزمره تعدیل داده‌اند، و بیشتر به یاری رنگ‌پردازی و قلم‌گذاری‌ها دنیا و معنایی نو را در تصویر خود بازآفرینی می‌کنند. لئون کسوف و فرانک اورباخ نمونه‌ای از این هنرمندان هستند که از قضا به لحاظ شیوۀ رنگ‌گذاری غلیظ و حجیم Impasto در این مقایسه تشابهی مضاعف را سبب می‌شوند. این دو هنرمند از دستاوردهای اکسپرسیونیسم در جهت انتخاب و ایده خود بهره گرفته‌اند و از این طریق بر نوع تفسیر فردی نقاش در بازسازی تأکید ورزیده‌اند. چیزی که در کاروانسراهای رضایی نیز مشاهده می‌شود.

برای دریافت مقاله روی گزینه‌ی خرید کلیک کنید.