شماره 78

روح صنعت ایرانی در نمایشگاه صنایع در اسلامبول / ح. کاظم‌زاده ایرانشهر

علمای فرنگ پیرو این عقیده شده‌اند که ملت ایران از عهد شاه عباس صفوی به اینطرف، از حیث تمدن، چیزیکه قابل تحسین و ستایش و نمونه‌ای از آثار مدنیت قدیم ایران بوده باشد به وجود نیاورده و در هیچیک از رشته‌های صنایع مستظرفه یک اثر ترقی و تجدد و یا اقلاً یک تقلید قابل ذکر از آثار قدما نشان نداده است.

بعقیدۀ این شرقشناسان، تمدن و صنعت قدیم ایرانی یکباره ملت ایران را بدرود گفته و زادۀ هنر و دانش آریائی، قرنهاست که در آغوش این ملت، جان سپرده و بزیر خاک رفته است، ایرانی، دیگر قابل نشان دادن یک زنده‌دلی و قادر بر زنده کردن تمدن قدیم خود نمیباشد.

با اینکه ما اعتراف میکنیم که براستی درین قرنهای گذشته، ملت ایران نه در معماری و حجاری، نه در نقاشی و موسیقی و ادبیات و نه در کارهای کشوری و لشکری قدمیکه یاد از روزگار باشکوه پیشین او بیاورد برنداشته است، با وجود این ما را عقیده جز اینست که روح ذکاوت و فطانت نژادی ملت ایران بکلی مرده باشد بلکه چنانکه بارها در صفحات این مجله اشاره کرده‌ایم. ملت ایران یکدورۀ فترت میگذراند و یکشب بحران بآخر میرساند و باز از تأثیر بعضی عوامل مؤثر و مقوی سیاسی و اجتماعی. دورۀ طراوت و جوانی خود را از سر خواهد گرفت و چشمهای جهان تمدن را با آثار حیرتبخش ذکای خود خیره خواهد کرد.

چنانکه در قلمرو ادبیات، جهان ایران ما خالی از استادان فن ادب و زنده‌داران نام فردوسی و حافظ نیست؛ در رشتۀ نقاشی نیز، مادر وطن ما، از زائیدن امثال مانی و بهزاد نازا و ناتوانا نشده و هنوز فرزندانی پرورش میدهد که در جلو آثار دستهای معجزنمای آنان، همین محققین فرنگ و همین منکرین ذکاوت ایرانی انگشت حیرت بدندان میگزند و به وجود روح زندگی‌بخش صنعت ایرانی ایمان می‌آورند.

بلی، قرنها بود که روح صنعت ایرانی در پس پرده‌های تودرتوی وحشت و نادانی افسرده و پنهان مانده بود. چندیست که یک نسیم روحنواز آزادی وزیدن گرفته و دارد این پرده‌ها را کم‌کم دور میکند و آن روح صنعت از نوبیدار و با جلوه‌های دلربا و فطری خود بروشنی دادن انظار جهانیان می‌آغازد. چنانکه از یکطرف تراوشهای قلم سحرشیم استاد یگانۀ صنعت، تمثال همت و فضیلت، مشوق و مربی ارباب هنر، نادرۀ فطرت آقای کمال‌الملک وزیر صنایع مستظرفۀ ایران و مؤسس مدرسۀ صنایع مستظرفۀ طهران و از طرف دیگر آثار دست معجزنمای استاد هنرور، زنده‌کنندۀ نام بهزاد و مانی و معرف ذکاوت و نمایندۀ صنعت ایرانی در خارجه آقای میرزا حسینخان طاهرزادۀ تبریزی مزین‌السلطان، معلم فن تذهیب در ‌الخطاطین اسلامبول و همچنین محصولات قلم سایر استادان هنر و صنعت که در گوشه و کنار ایران وجود دارند و بدبختانه از آثار آنان چیزی بنظر ما نرسیده است، ما را به زنده شدن روح صنعت و به دمیدن صبح آزادی و حقیقت نوید و امید می‌بخشند.

اینک درینجا یکی از دو قطعه آثار آقای میرزا حسینخان طاهرزاده را که اخیراً در نمایشگاه صنعتی اسلامبول بمعرض تماشا گذاشته شده و در مورد بسی ستایش و تحسین ارباب فن و صنعت‌شناسان گردیده برای نمونه چاپ و قسمتی از تقدیرهای ارباب فن را که در اکثر جراید و مجله‌های اسلامبول نوشته‌اند ترجمه و درج میکنیم.

مجلۀ «یکی مجموعه» در شمارۀ 81 خود پس از دادن شرح مفصل از اغلب تابلوها و پرده‌هائیکه در نمایشگاه سالیانۀ غلطه سرای در اسلامبول بتماشا گذاشته شده بود دربارۀ دو قطعه تابلوی آقای طاهرزاده چنین مینویسد:

«پیش از خاتمه دادن بسخن لازم میدانیم که از دو قطعه آثار استاد فن مینیاتورسازی آقای طاهرزاده چند کلمه بحث کنیم. یکی ازین دو قطعه تاریخ یوسف و زلیخا و دیگری هم حکایت خسرو و شیرین را نشان میدهد. ...

برای دریافت مقاله روی گزینه‌ی خرید کلیک کنید. 

پیش خرید شماره 80

ویژه‌نامه هنر شهرهای ایران (2)

120 هزار تومان

90 هزار تومان

ارسال رایگان به سراسر کشور