7

دیگر از هیچ چیز نمی‌ترسم / رامیار منوچهرزاده

امروزه تلویزیون باعث می‌شود که ما خود را آگاه‌ترین آدم‌ها بدانیم. در حالی که به دلیل تحریف واقعیت‌ها، روز به روز و به سرعت در مسیر بی‌خبری در حرکتیم. در چنین اوضاعی، عکاسی مستند، نقش عظیمی در اطلاع‌رسانی به مردم ایفاء می‌کند و این رسانه تحت هیچ شرایطی نباید فضا و اتفاقات واقعی را بازآفرینی کند و یا آنها را دگرگون جلوه دهد. عکس خبری به دلیل انتشار گسترده آن در نشریه‌های مختلف، بیش از هر شاخۀ دیگر عکاسی بر افکار و عقاید مردم اثر می‌گذارد. به این دلیل لازم است که عکاس خبری از کمال امانت و آگاهی نیرومندی برخوردار باشد، تا بتواند با درک صحیح موضوع، آن را ثبت و عرضه کند.

اندیشه‌‌پروری، دنیای امروز را سخت شرطی کرده است. و عکس به عنوان وسیلۀ ارتباط تقریباً جای کلام را گرفته است، روزنامه‌های جنجالی مصور، فیلم‌های آموزشی و مستند، مجله‌ها و تلویزیون محاصره‌مان کرده‌اند. تو گویی موجودیت کلام در خطر است. عکس، یکی از رسانه‌های اساسی شرح و تصویر است و از این رو اهمیت آن رفته رفته افزوده می‌شود.

امروز عکاسان به صحنه خوانده می‌شوند؛ زیرا در دورۀ مهم و خطیری زندگی می‌کنیم. تاریخ دارد ما را به لبۀ عصر واقع‌گرایانه‌ای پیش می‌برد که تاکنون سابقه نداشته است. با چنین شرایطی، کاوه گلستان نماینده شایسته عکاسان مستند خبری در ایران بوده و هست. کسی که زندگیش را وقف عکاسی کرد.

گلستان یکی از پیشروترین عکاسان مستندنگار عصر ما، یک عیب‌جوی مشفق بود که با شور و هیجان آمیخته با عقل و منطق دربارۀ شرایط انسانی اظهار نظر می‌کرد. او هیچ جنبۀ شاعرانه‌ای به صحنه‌هایش نمی‌بخشید و نمی‌کوشید تا آنها را زیبا جلوه دهد. با این حال جنبه‌ای دوست داشتنی و لطیف در پدیده‌هایی که او عکاسی می‌کرد، وجود دارد. او برای گرفتن عکس‌هایش آنقدر شور و نیرو دارد که نتیجۀ کار چیزی فراتر از عکاسی برای هنر و امثال آنهاست. آرزو می‌کرد که عکس‌هایش بتواند کسی را به تحرک وادارد و منشاء عمل و اثر بشود یا چیزی را تغییر بدهد.

برای دریافت مقاله روی گزینه‌ی خرید کلیک کنید.