>> شماره 5

دیوید هاکنی؛ دراقلیمی دیگر / یوریک کریم‌مسیحی

دیوید هاکنی، نقاش و طراح و حکاکی روی فلز و طراح صحنه ی تئاتر و ... بود. اما عکاس نبود. او دشمن عکاسی بود و آن را تحقیر می کرد. نه تنها هتر نمی شمردش ، که آن را وسیله ی بیانی جعلی و ناقص می دانست . از این رو هرگز به عکاسی نپرداخت تا این که تصادفاً چند حلقه نگاتیو نصیب اش شد. او، بی آن که بخواهد از آن بهره ی هنری ببرد، به کارش گرفته و این آتش دامن او را مشتعل کرد. نتیجه ی منطقی چنین دیدگاهی آن بود که هاکنی عکس را معدوم کند و از نو بیافریند تا پس از این نوزایی، عکس دیگر آن نباشد که بود.

چنین پیداست که دیوید هاکنی اولین کسی است که عکس را سلاخی کرد و این کار را ادامه داد. شاید این از بی علاقگی او به عکس ناشی شود و از نگاه ویژه اش به هنرهای دیداری، هم. اما هرچه بود منجر به آفرینش نگاهی نو به عکس شد و شریک کرد دیگران را در این نگاه.

عکس های تکه تکه ی هاکنی پیش از این که لذت بخش باشند و دوست داشتنی ، یا گزارش‌گر واقعیتی، فکر برانگیزند و جدل ساز و حتی تنش آفرين. همچون آثار پیکاسو و سایر کوبیست ها و با موندریان. عکس های بریده بریده طبعا به دشواری خوانده می شوند. پس طبیعی بود که دیوید هاکنی مضامین و چشم اندازهای ساده و آشنا را به کار گیرد. چه، اگر مضمون عکس ناخوانا بود و انباشته از جزییات ، بیننده درگیر فهمیدن موضوع عکس می شد و غافل از آن چه هاکنی برایش خواب دیده بود ...

برای دریافت رایگان مقاله روی گزینه‌ی خرید در زیر تصویر کلیک کنید.

برای خواندن مقالات بیشتر پیرامون دیوید هاکنی اینجا را کلیک کنید.