شماره 61

دیوارهای بی‌روح / روکریت تیراوانیت / سولماز خطایی‌لر

روکریت تیراوانیت محور مباحثاتی بوده است که به‌مقوله‌ی هنر رابطه‌ای می‌پردازند.

در این متن، تیراوانیت به ارائه‌ی جُستاری از کارش به زبان سوم‌شخص می‌پردازد که از آن به عنوان نسخه‌ای برای راهنمایی شنیداری در نمایشگاه مرور بر آثارش در موزه‌ی بویمانس فان بوینینگن (2004) استفاده شده است. این روایت درک عمیقی از انگیزه‌های او برای کار‌کردن با «تعداد زیادی آدم‌» به‌دست می‌دهد، و برای مشکل عرضه‌ی نمایشگاه مرور بر آثار در هنر مشارکتی راه‌حلی نوآورانه ارائه می‌کند. موزه هیچ‌یک از آثار پیشین او را به‌نمایش نگذاشت، مگر فضاهایی خالی که به جایگاه‌ اولیه‌ی آن‌ها مربوط بودند. [راهنما از پنجره فاصله می‌گیرد و گروه بازدیدکنندگان را به فضایی تقسیم‌شده در سمت چپ آنجا می‌برد... این نسخه‌ی شبیه و بازسازی‌شده از یک فضا است که اکنون اتاق طرح و برنامه در گالری پائولا آلن است... . راهنما از همه می‌خواهد چسبیده به دیوار در یک صف قرار گیرند، گویی سازه‌ای در وسط اتاق قرار گرفته باشد و شروع می‌کند به صحبت‌کردن] راهنما: موفقیت نسبی اثر موسوم به پاد تای (نوعی غذای تایلندی) از 1990 و سردرگمی پیچیده‌ای که به‌دنبال اولین نمایشگاه انفرادی تیراوانیت به نام بلایند بدون عنوان به‌وجود آمد، او را در حوزه‌ی رصد و توجه دنیای هنر نیویورک قرار داد، جایی که یک نمایشگاه  یک شبه می‌تواند هنرمند را به‌شهرت برساند یا نابودش کند. حالا کمی به‌پیش‌می‌رویم، به سال 1992 و دومین نمایشگاه انفرادی تیراوانیت در نیویورک، با آثار بدون عنوان داخل پرانتز آزاد. باز هم از نو وارد‌کردن غذا به‌عنوان رویکرد اصلی اثر، اهمیت محوری دارد. تیراوانیت با این رویکرد، یک‌به‌یک به مفاهیم اصیل هنر مفهومی ارجاعاتی می‌دهد که ایدئالیسم را که از ارتباط تألیف و اصالت پشتیبانی می‌کند، زیر سؤال می‌برد. برای ورود به نمایشگاه دو بخش وجود دارد: با ورود به آنجا، با فضایی نمایشگاهی مواجه می‌شویم که لبالب پُراست از ترکیبی درهم‌جوش از اشیاء. دریک نگاه کلی انگار انبار بسیار شلوغی از یک گالری را می‌بینیم. آنجا پر است از آثار هنری قاب‌شده ــ بسیاری از آن‌ها عکس هستند؛ چرا که گالری 303 قویاً متمرکز بر عکاسی است ــ ، تعدادی نقاشی و تکه و بخش‌هایی از تندیس‌ها. اگر از سمت آسانسور وارد شویم، یک چرخ گاری می‌بینیم که به‌رنگ سیاه رنگ‌آمیزی شده و متعلق به یکی از اینستالیشن‌های کارن کیلیمنیک است. پشت آن یک صندوق حصیری بسیار بلند به‌شکل عمودی مانند یک ستون قرار گرفته؛ اما بلندی آن به سقف نمی‌رسد: کشوهایی برای طراحی‌ها، جعبه‌های مقوایی انباشته از محتویات نامشخص، چندین جعبه با کفش‌های تنیس و یک مسواک ــ همه‌ی این‌ها از گوشه‌گوشه‌ی گالری بیرون‌کشیده شده و به‌نمایش گذاشته شده‌اند، چنان که گویی نمایشگاهی از کلیه‌ی محتویات گالری برپا شده باشد.