12

دوربین بی‌رحم / توماس وِسکی / حمیدرضا کرمی

حدود نیمه‌های دهه‌ی شصت، نیمه‌های شب، ویلیام اگلستون، در یکی از آن اولین لابراتوارهای ماشینی ظهور و چاپ رنگی می‌ایستاد و صدها عکس رنگی را که پس از ظهور بر روی حلقه‌های پایان‌ناپذیری از کاغذ چاپ و از دستگاه خارج می‌شد، تماشا می‌کرد. شاید چنین دیدارهای بی‌شماری، توجه و هوشیاری اگلستون را نسبت به دنیای تصاویر و برخورد ساده، بی‌تکلف، و آماتوری برمی‌انگیخت که توده‌ی مردمی که او عکس‌های فوریِ سردستی‌شان را نیمه‌شب‌ها در این لابراتوار ظاهر و چاپ می‌کرد، پیش‌ می‌گرفتند. برای اگلستون، این رویارویی با پیش پا افتادگی بِصری، در مجموع، تجربه‌ای هیجان‌انگیز و فراموش نشدنی بود که در عین حال می‌رفت تا بدل شود به پایه‌ی مهمی برای آثار بعدی او شود.