رابرت فرنک / نمایی از پنجره‌ی هتل
50,000 ریال – خرید

70

در پرده‌ی دو عکس / مهران مهاجر

آن چارگوشی که دوربین از دنیای پیش چشمش می‌برد و پیش چشمان ما می‌گذارد با آن دنیا و با ما چه می‌کند؟ با این پرسش مهران مهاجر ما را دعوت می‌کند تا در مقاله‌ی «در پرده‌ی دو عکس» به عکس‌هایی بپردازیم که عکاسان تصمیم گرفته‌اند از قاب پنجره سوژه‌شان را برای ما روایت کنند. مهاجر ابتدا اشاره‌ای دارد به اولین عکس‌های گرفته‌شده‌ی تاریخ عکاسی که از همین شیوه پیروی کرده‌اند و سپس دو عکس از رابرت فرانک و یحیی دهقان‌پور را مقایسه و تحلیل خواهد کرد ‌که چگونه عکاسی همچون فرانک با قرار دادن سوژه‌ی خود در قاب پنجره از آن فاصله می‌گیرد و ما، مخاطبان، را نیز از این جهان بیگانه می‌کند اما دهقان‌پور با همین نما ما را به درون سوژه‌ی خود فرا می‌خواند با این‌که در هر دو عکس قاب اصلی پنجره است. از متن:

آن چارگوشی که دوربین از دنیای پیش چشم‌اش می‌برد و پیش چشمان ما می‌گذارد با آن دنیا و با ما چه می‌کند؟ این چارگوش را که نام‌اش را عکس می‌گذاریم آیا جای آن دنیا را می‌گیرد؟ آیا بی‌‌آن‌که ببینیم‌اش و بی‌آنکه حس‌اش کنیم ما را به میانه‌ی آن دنیا پرتاب می‌کند؟ یا این‌که خود حجابی می‌شود تا برای دیدن دنیا وادار به کشف آن شویم؟ یا که باید در این چارگوشه بباشیم و درآن بیاندیشیم و خودمان دنیامان را بسازیم؟ عکس‌هایی که بین خود و جهان پنجره‌ای را میانجی کرده‌اند این معضل را آشکارتر می‌کنند. غریب آن‌که عکسی هم که به نخستین عکس جهان مشهور است چشم‌اندازی است که ژوزف نیسفور نی‌یپْس به سال 1826 از پنجره‌ای انداخته‌ است، و نیز از نخستین عکس‌های هنری فاکس تالبت عکس پنجره‌ی بیرون‌نشسته‌ای است به سال 1835. هر دو این عکس‌ها از همان آغاز و خواسته یا ناخواسته این معضل را پیش می‌کشند و نیز مرزِ لغزان و شناور میان واقع‌نمایی و انتزاع را عیان می‌کنند.