>> شماره 61

هنر: در جست‌و‌جوی خصیصه‌ی میدانی / یوزف بویس / سولماز خطایی‌لر

در جست‌وجوي خصيصه‌ي ميداني به قلم يوزف بويس

تنها به‌شرط بسط تعريفي همه‌جانبه، براي هنر و فعاليت‌هاي مرتبط با هنر، امکان ارائه‌ي شواهدي مبني بر اينکه اينک هنر تنها قدرت تکاملي ـ انقلابي است، به‌وجود مي‌آيد. صرفاً هنر قادر به برچيدن تأثيرات بازدارنده‌ي نظام اجتماعي پيري است که در آستانه‌ي مرگ تلوتلو مي‌خورد. برچيدن در‌جهت ساختن يک نظام يا ارگانيسم اجتماعي بهمثابهي اثر هنري.

اين جديدترين ديسيپلين هنري ــ پيکر‌سازي اجتماعي/ معماري اجتماعي ــ تنها وقتي به‌بار مي‌نشيند که هر فرد زنده‌اي تبديل به آفريننده، پيکرساز يا معمار اين ارگانيسم اجتماعي شود. فقط در اين صورت است که تأکيدي که بر امرمشارکت در هنر کنشي فلوکسوس و رخداده (هپنينگ) وجود دارد، تحقق مي‌يابد. تنها پس از آن است که دموکراسي به‌تمام‌و‌کمال تجلي مي‌يابد. صرفاً برداشتي چنين از هنر که تا اين حد متحول شده باشد. مي‌تواند به يک نيروي زايا به‌لحاظ سياسي تبديل شود که از کنار هر شخص به‌شتاب مي‌گذرد و تاريخ را شکل مي‌دهد.

اما همه‌ي اين‌ها و بسياري از مسائلي که هنوز مورد بررسي واقع نشده‌اند، ابتدا بايد بخشي از آگاهي و توجه ما را پرورش دهند: شناخت و بصيرت لازمه‌ي برقراري ارتباطات عيني است. ما بايد درباره‌ي ساختار اصلي سرچشمه‌ي توانمندي زاياي  فرد آزاد تحقيق کنيم ــ اولي به شناخت‌شناسي مربوط است و دومي به خلاقيت و آفرينش‌گري. بعد مي‌رسيم به آستانه‌اي که درآنجا انسان خود را در درجه‌ي اول به‌عنوان يک موجود ذي‌روح تجربه مي‌کند که دستاوردهاي اعلايش (اثرهنري)، انديشه‌ي فعالش، احساس اثرگذارش، خواسته‌ي کارسازش و فرم‌هاي متعالي‌تر آن‌ها را مي‌توان به‌عنوان شيوه‌هاي زاياي پيکرسازانه تلقي کرد. مطابق با مفاهيم تشريحي پيکرسازي که مشتمل است بر اجزاءـ نامعينـ حرکت ـ معين (ببينيد نظريه‌ي پيکرسازي را). سپس وقتي در مسيري واقع مي‌شوند که در شکل‌گيري معناي جهان پيشِ‌رو مؤثرند، باز شناخته مي‌شوند.

اين برداشتي از هنر است که نه‌تنها تلقي تاريخي بورژوايي از شناخت (ماترياليسم، پوزيتيويسم)، بلکه کنش مذهبي را نيز از بنياد دگرگون مي‌کند.

هر انساني يک هنرمند است که ـ از وضعيت آزادي و اختيارش ـ  حالتي از اختيار که بي‌واسطه تجربه مي‌کند ـ ياد مي‌گيرد که در اثر هنري محض متعلق به نظام اجتماعي آينده ساير وضعيت‌ها را تعيين کند. آزادي اراده و مشارکت در حوزه‌ي فرهنگي (آزادي)؛ در سَروسامان‌دادن به قوانين (دموکراسي)؛ و در حوزه‌ي علم اقتصاد (سوسياليسم). چنين است که خودگرداني و مرکززدايي (ساختار سه‌رويه‌اي) رخ مي‌دهد: سوسياليسم دموکراتيک آزاد. بين‌الملل پنجم زاده شده است.

پيام‌رساني دوسويه مي‌شود. هرگز نبايد جرياني يک‌سويه ازجانب معلم به دانش‌آموز برقرار شود. معلم نيز به‌همان اندازه از دانش‌آموزان دريافت مي‌کند. بدين‌سان اين جريان دوسويه در هر زمان و هر مکان، در هر مورد دروني و بيروني که بتوان تصورش را کرد. با هر ميزان از توانايي، در محل کار، نهادها، خيابان، انجمن‌هاي کاري، گروه‌هاي پژوهشي، مدارس،  رابطه‌ي استاد/ شاگرد، فرستنده/ گيرنده برقرار است. دستيابي به اين امر، متناسب با استعدادهاي متغير افراد و گروه‌ها از راه‌هاي گوناگون امکان‌پذير مي‌شود. سازمان دموکراسي مستقيم از مجراي همهپرسي يکي از اين گروه‌هاست. اين سازمان به‌دنبال آن است که گروه‌هاي کاري يا پايگاه‌هاي اطلاعاتي مشابه بسياري را راه‌اندازي کند و در جهت همکاري جهاني تلاش مي‌کند.

برای دریافت رایگان این مقاله روی گزینه‌ی خرید کلیک کنید. 

برای مطالعه مقالات بیشتر پیرامون یوزف بویس اینجا را کلیک کنید.

شما می‌توانید مستند یوزف بویس را از اینجا تماشا کنید.